صدای بسیجی


9 دی اوج ولایتمداری و غیرتمندی ملت ایران بود و می توان گفت عشق ملت قهرمان ایران به امام راحل را ثابت کرد. 9 دی سند ماندگار بیعت مجدد با رهبری، ولایت فقیه و تبلور آرمان های والای انقلاب اسلامی است.  راهپیمایی 9 دی بزرگ ترین و تاریخی ترین راهپیمایی در تاریخ انقلاب اسلامی بود که عشق ملت ایران به امام(ره)، رهبر و انقلاب اسلامی را برای همیشه تاریخ به جهانیان ثابت کرد

9 دی ماه سال 88 روزی بسیار به یاد ماندنی در تاریخ سیاسی ایران به حساب می آید و از همین روست که به‌نظر می رسد از هم اکنون باید به تبیین مفاهیم بلند این حماسه بزرگ پرداخت. 9 دی ماه یک میتینگ سیاسی نبود، راهپیمایی ها هم نبود بلکه میثاقی دوباره میان مردم با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آن هم بعد از 8 ماه جنگ سیاسی بود. 9 دی از آن جهت پر اهمیت و ویژه است که ناظر به مفهومی به نام جنگ نرم و براندازی است

روزشمار جمهوری اسلامی ایران، سرشار از حوادثی شگفت‌انگیر است که هر کدام به تنهایی عبرت‌آموز و قابل تامل و تعمق و تحلیل می‌باشد. اما در این میان برخی روزها از امتیازی خاص برخوردارند و یادآور رویدادی سرنوشت‌ساز هستند که می‌توان تعبیر نقطه عطف را درباره آنها به کار برد و نهم دی ماه 1388 یکی از آن روزهاست. البته اگر تحلیلی عمیق از اغتشاشاتی که حرکت پرشور مردم در نهم دی ماه بدانها خاتمه بخشید، نداشته باشیم، ممکن است تصور کنیم که عده‌ای از کسانی که نامزد انتخاباتی‌شان رای نیاورده بود - آنچنان که در بسیاری از کشورها متداول است- به عنوان اعتراض به خیابان‌ها آمدند و راهپیمایی کردند اما اگر مروری بر روند امور کشور و برنامه‌ریزی‌های نرم و گسترده دشمنان طی سال‌های پس از دفاع مقدس داشته باشیم، ابعاد و اهمیت حضور سرنوشت‌ساز و شکوهمند مردم در نهم دی ماه آشکارتر خواهد شد.

هرچند بعید است دشمن از سرمایه‌گذاری‌های خویش طی سالیان متمادی گذشته مایوس نشده باشد و چه بسا مهره‌های جدیدی را جایگزین مهره‌های سوخته کند و لذا هوشیاری ایجاب می‌کند که غائله فتنه 88 را خاتمه یافته نینگاریم و در پرتو مشعل روشنگر نهم دی ماه، رد پا و اثر انگشت دشمن را هوشیارانه شناسایی کنیم اما بی‌تردید با شکست سیاسی جریان فتنه در این مقطع تاریخی،‌برخی پرده‌ها کنار رفت و بسیاری از اسرار پشت پرده آشکار شد و ماموران مستقیم نظام سلطه‌ جهانی در جریان محاکمات خویش، ابعاد گسترده و پیچیده برنامه‌ریزی درازمدت بیگانگان را برای براندازی، شفاف ساختند. با توجه به این اعترافات روشن شد که طی دو دهه گذشته، دشمنان ملت ایران، سه نوع شیوه براندازی را علیه نظام اسلامی به کار گرفته‌اند؛ یکی شیوه استحاله فرهنگی که در دوران دولت سازندگی پیگیری می‌شد و روزنامه همشهری و شهرداری تهران و فرهنگسراها و دفتر پژوهش‌های فرهنگی و خانه هنرمندان و حتی سازمان دانش‌آموزی، از جمله عرصه‌های تاخت و تازه سر سپردگان این تفکر بودند و بنیادهای آمریکایی نظیر «جستجو»، «کارنگی»، «سوروس» و «صندوق حمایت از دموکراسی» از آنان پشتیبانی می‌کردند. شیوه دیگر براندازی، ‌استحاله سیاسی بود که از خرداد 76 آغاز گشت و با حضور نیروهای دگراندیش در مصادر امور، حاشیه ای امن برای آنان ایجاد شد و احزاب سیاسی و سازمان‌های غیر دولتی اصلاح‌طلب! یکی پس از دیگری نمایان شدند و تحت حمایت مالی، فکری و سیاسی بیگانگان قرار گرفتند و دست‌اندرکاران این احزاب و سازمان‌ها، برای شرکت در کارگاه‌های آموزشی به آمریکا یا کشورهای دیگر سفر کردند تا برای اجرای مرحله بعد یعنی نافرمانی مدنی،‌دوره‌های لازم را طی کنند.
از جمله وظایف ابلاغ شده به این افراد خودباخته یا خود فروخته آن بود که با شناسایی و جذب نخبگان و شبکه‌سازی و نهادسازی و تولید جزوه‌ها و مطالب و برگزاری همایش‌هایی که جملگی هدف درازمدت براندازی را رصد می‌کرد، زمینه‌ای فراهم آورند برای:
1- مشروعیت زدایی از نظام اسلامی، از طریق حمله به باورها و اعتقادات مردم
2- اعتبار زدایی از نظام اسلامی با ناکارآمد جلوه دادن مسئولان و دولتمردان
3- اعتمادزدایی از مردم نسبت به مسئولان از طریق وارد آوردن تهمت و دروغگو خواندن آنان
تا مقدمات دو قطبی شدن جامعه و ایجاد شکاف بین مردم و مسئولان پی‌ر یزی شود.
سرانجام شیوه و مرحله آخر بود که طی آن نیروهای مخالف نظام چنانچه نتوانستند از طریق پیروزی در انتخابات و نفوذ در حکومت، هدف براندازی را تحقق بخشند، با به کارگیری شیوه نافرمانی مدنی و با شعار دفاع از آرای مردم و پافشاری روی مسئله تقلب و دروغگویی و زیر سئوال بردن مراجع رسمی و قانونی، و با استفاده از تجربیاتشان در کشورهایی نظیر صربستان، گرجستان و اوکراین، برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی تلاش کنند.
نکته قابل توجه آنکه در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نظام سلطه جهانی به برخی سردمداران هر سه جریان یعنی جریان سازندگی، جریان اصلاحات و جریان نافرمانی مدنی، نقش‌هایی واگذار کرد و خواص فریب خورده یا خائن، احزاب و تشکل‌های قدرتمند خود همچون کارگزاران، مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب را متحد و یکپارچه به صحنه آوردند تا با حمایت ضد انقلاب خارجی، ابتدا علیه انتخابات موضعگیری کنند و در گام‌های بعدی با انقلاب مردم و ارکان نظام اسلامی بستیزند و نهایتا علیه مقدسات مردم و اسلام، موضعگیری نمایند.
اما آنان با شتابزدگی و قبل از موعدی که مقرر شده بود با عزاداران حضرت سید الشهدا (ع) درگیر شدند و نیات پلیدشان آشکار گشت. همان‌گونه که حضرت زینب (س) نیز با استناد به این آیه کریمه، سیر سقوط این‌گونه افراد را تحلیل فرمود؛ «ثم کان عاقبه الذین اساءالسوءا ان کذبوا بایات الله» (سرانجام بدکاران آن شد که آیات الهی را تکذیب کردند. سوره روم، آیه 10)
و اینچنین شد که نهم دی ماه با محرم در آمیخت و عاشورایی دیگر شد و پرچم برافراشته و مشعل هدایتگر و کشتی نجات بخش امام حسین (ع) بار دیگر به یاری ملت ایران شتافت و حماسه‌ای ماندگار خلق کرد.
بر این اساس،‌واقعیت آن است که فضای مالامال از شبهه و توهم و فتنه سال 88، آخرین مرحله از سال‌ها برنامه‌ریزی و توطئه دشمنان خارجی و یاران داخلی‌شان بود چنانکه رهبری معظم انقلاب اسلامی فرمودند:
«این فتنه منحصر به حضور عده‌ای افراد در خیابان‌ها نبود بلکه ناشی از یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت که چنین هم شد.»

۹ دی آزمون وفاداری ملت ایران به اسلام

اما به راستی صحبت از حماسه نهم دی کاری دشوار است . در این روز راهپیمایان بسیار پرشور وشعور به خیابان ها آمدند و تجلی وحدت مردم با ولایت را به رخ جهانیان کشیدند. چهارشنبه 9 دی ماه 88 روزی بود که در آن مردم با بصیرت تام مولای خویش را تنها نگذاشتند و برای محکومیت حرمت شکنان عاشورا بی دریغ همگی به پاخاستند. اما یکی از دلایلی که بر اهمیت حماسه 9 دی می افزاید تبلور این حماسه مردمی در کوران فتنه است. در9 دی 88 وقایعی رقم خورد که کشور ما چند ماه را در آتش فتنه ها گذرانده بود و حتی برخی از خواص نیز مردود مشروط شده بودند . اما مردم در بزنگاه خطر وارد عرصه شدند و تومار فتنه و فتنه گران را در هم پیچیدند.

آنچه که ما از تاریخ سیاسی اسلام طی 14 قرن گذشته درک می کنیم اهمیت ویژه مقاطع بحرانی و اقدامات مردمی در آن زمان است . اگر خلافت پس از پیامبر اکرم (ص) به جانشین اصلی اش نرسید ، اگر امام حسن (ع) به صلح با معاویه تن داد ، اگر اباعبدالله الحسین (ع) در عاشورا به خاک و خون کشیده شد همه و همه به خاطر غفلت های عوام و خواص در اوضاع فتنه بود . در اساس ماهیت فتنه و بلا به گونه ای است که در آن مرز های میان حق و باطل در هم تنیده می شود و دیگر نمی توان به سهولت جبهه حق و باطل را از هم تمایز داد . تاریخ اسلام مشحون است از بلایا و فتنه هایی که در آن عوام و خواص فریب حطام دنیا را خوردند و با انتخاب باطل به جای حق روی خود را مشوه ساخته اند. فتنه سال 88 نیز یکی از آزمون هایی بود که یک بار دیگر جامعه اسلامی را آزمود. در این فتنه نیز فضا غبار آلود بود و حق و باطل به هم آمیخته شده بودند . این بارهم دو طرف دم از اسلام و قرآن می زدند . این بارهم در دو سوی میدان صحابه و یاران قدیمی که برای اسلام شمشیر زده اند وجود داشت.

اما مردم ایران اسلامی در 9 دی با دفاع از ارزش های اسلامی و بیان اینکه ما حامی ولایت فقیه هستیم از این امتحان پیروز بیرون آمدند و نشان دادند که مردم آخرالزمان مردمی دیندار ، بصیر و مومن هستند که دینشان را هرگز رها نمی کنند و از آن تا آخرین قطره خون به دفاع می پردازند . به تعبیری حماسه نهم دی ماه جلوه گاهی بود از غیرت و تعصب دینی که با شعور و بصیرت سیاسی گره خورد بود . در این روز همه آمده بودند تا بگویند " ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند. " همه آمده بودند تا بگویند اگر چه در کربلا توفیق حضور و شهادت برایمان رقم نخورد اما هم اکنون ایستاده ایم تا از عزاداران حسینی حمایت کنیم و در راه دفاع از آنها کشته شویم . نهم دی 88 روز به یاد ماندنی بود که بی شک یاد آن همواره در تارک تاریخ خواهد درخشید .

گستاخی هدفمند عده ای در اهانت و جسارت به قرآن، مساجد، حسینیه‌ها و تکیه‌ها، نذورات، عزاداران و مراسم حسینی، تخریب اموال عمومی، به بازی گرفتن مقدسات مردم و شعار علیه اصل ولایت‌فقیه آن هم در مراسم عزای سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) در روز عاشورا آحاد ملت ایران را متالم و خشمگین کرد. این خشم مقدس آغازی بر پایان فتنه و پلکانی برای حرکت توفنده کشور در مسیر تعالی و پیشرفت بود. مردم بر عبور جریان فتنه از اصول نظام شوریدند. فتنه گران در روز قدس سال 88 با سر دادن شعار نه غزه نه لبنان شعار سی ساله صهیونیسم ستیزی ملت ایران را زیر سئوال برده بودند. آنها در 13 آبان همان سال با اعلام همپیمانی با آمریکا از مرزهای استکبارستیزی ملت عبور کرده بودند و در 16 آذر 88 با اهانت به ساحت مقدس حضرت امام و جسارت به تصویر ایشان ثابت کردند که تمامی ادعاهای گذشته مبنی بر پیروی از خط امام(ره) گزافه بوده است و در روز عاشورا آخرین تکه های پازل براندازی را کنار هم گذاشتند و با اهانت به مقدسات مردم در ایام عزاداری امام حسین(ع) و شعار علیه اصل ولایت فقیه ماهیت دین ستیزانه خود را به نمایش گذاشتند.

این در حالی بود که سران این جریان کوچکترین اظهار تاسف و یا موضع گیری در محکومیت فتنه‌گران از خود بروز ندادند و حتی به کسانی که در روز عاشورا کف و سوت زده بودند و به هیئت های مذهبی حمله کرده بودند لقب “مردم خداجوی” دادند. اما حماسه تاریخی نهم دی نشان داد جامعه ایران یک جامعه مذهبی، انقلابی، معتقد به خط امام خمینی(ره)، وفادار به ولایت فقیه و دارای سلایق و علایق مختلف است. اما در اصول و محکمات خود که همان اسلام، انقلاب، ولایت فقیه، شعارهای استکبارستیزانه و صهیونیسم ستیزانه است یکصدا و مستحکم است. این شعار نیست بلکه واقعیتی است که حماسه نهم دی در کوران تبلیغات رسانه های بیگانه و فضاسازی سران فتنه به همه جهان ثابت کرد.

حماسه نهم دی سال 88، مظهر عاشورای حسینی بود. این حماسه، نقش تعیین کننده ای در بقای نظام جمهوری اسلامی داشت و به ناکامی توطئه های شوم دشمنان انقلاب منجر شد. ملت ایران اسلامی در روز نهم دی سال 88با الگو گرفتن از امام حسین(ع) برای عقب راندن فتنه گران وارد صحنه شدند. فتنه افکنان بعد از انتخابات در پی تضعیف و خدشه دار کردن نظام جمهوری اسلامی بودند که با حضور آگاهانه مردم، اقدامات آنها خنثی و بی اثر شد. مهمترین پیام معظم له این بود که مردم آن زمان ، امام حسین را در روز عاشورا و تاسوعا تنها گذاشتند اما امروز مردم نباید نظام جمهوری اسلامی را تنها بگذارند و باید همیشه در صحنه حضور داشته باشند. دشمنان باید بدانند ملت ایران اسلامی به شعارهای اصلی انقلاب اسلامی پایبند است و در مقابل توطئه های دشمنان ایستادگی می کند. حضور مردم در صحنه ها بویژه در 9 دی 88 نشان دهنده پشتیبانی آنها از نظام جمهوری اسلامی است.

9 دی : درباره هر طایفه و رجل سیاسی که در فتنه غوطه خورد و دانسته، سواری داد، به خیال امارت و گندم ری! روزی که «فرقان» و «میزان» شناسایی مرد و نامرد، خادم و خائن، و دوست و دشمن برای همیشه خواهد بود. آن روز دست خدا از آستین ملت بیرون آمد و آیت الهی در آینه مردم ما جلوه کرد تا هر نارفیقی نتواند به نام ملت ایران سخن بگوید و در کام دشمن بریزد.

ندای لبیک یا حسین(ع) که روز نهم دی ماه 1388- سه روز پس از ماجرای عاشورا- میدان امام حسین تا میدان آزادی را پر کرد، لبیک به خمینی و خامنه ای بود. تحلیل گران روزنامه نیویورک تایمز آن شکوه شعور را درست دیده بودند که نوشتند «این تظاهرات، بزرگ ترین اجتماع در تهران از زمان تشییع پیکر آیت الله خمینی در سال 1989 به این طرف است. بسیاری در غرب به خاطر تمرکز بیش از حد روی فعالیت اپوزیسیون، چشم را بر حقیقت بسته بودند. اکنون وجود یک اپوزیسیون در ایران محل تردید است».آن روز « لعن علی عدوک یا حسین- خ….. و ک ….. و م……..» به درستی و به موازات شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل طنین انداخته بود تا معلوم شود اگر جماعتی جاه طلب و دنیاپرست دست رد بر سینه دشمن نزدند و به قول شیمون پرز به نیابت از دشمنان به جنگ جمهوری اسلامی آمدند، نزد ملت منفورتر از دشمنان خواهند شد.

عوامل موثر در شکل گیری حماسه نهم دی ماه

خون خدا «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است

مدیریت رهبری عبور از فتنه 88 و شکل گیری حماسه نهم دی ماه 88 از جمله مواردی است که با نگرش به اصول مدیریت بحران به نقش اثرگذار رهبری در آن می توان اشاره نمود. در واقع نقش رهبری، گذر از فتنه و تحقق بصیرت ملی را در طول 8 ماه جنگ تبلیغاتی فشرده دشمن به ارمغان آورد و اهمیت و جایگاه ولایت فقیه را بعنوان ستون خیمه نظام معنا نمود. واقعیتی که فوکویاما نظریه پرداز سیاسی جهان، از آن به عنوان جریان ولایت و استراتژی پرنده شیعه یاد می نماید.

بصیرت ملت ایران بصیرت در تاریخ اسلام و ایران به عنوان یکی از سرنوشت ساز ترین خصوصیات افراد محسوب می گردد، که به کرات نداشتنش باعث گمراهی و بدنامی و داشتنش باعث مجد و سر بلندی و موفقیت بوده است. در همین راستا یکی از ملموس ترین بی بصیرتی ها در خواص و نخبگان جامعه در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات ایران رقم خورد جایی که برخی از خواص نیز سر در گریبان جیب خویش فرو برده دم بر نیاوردند، و با سکوت خود شعله های نادانی و غبار فتنه را دو چندان نمودند.

9 دی و علل پیدایش آن

در جبهه سیاست و اعتقاد « در جریان فتنه 88 دشمن تلاش کرد در دو جبهه سیاست و اعتقادات و ارزش های دینی و فرهنگی شبهه آفرینی کند. این اقدام در روز عاشورا رخ داد و قصد داشتند با تحریف عاشورا دل های عزادار ملت را دوباره داغدار کنند.»

حذف ولایت این دوران را باید یکی از پیچیده ترین شرایط سه دهه گذشته انقلاب اسلامی است که به واسطه آن خیلی از ظرفیت ها و واقعیت های جمهوری اسلامی مورد آزمون قرار گرفت. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از ابتدای فعالیت های انتخاباتی در نیمه دوم سال 87 با تیزبینی و دور اندیشی رهنمودهای خود را برای هدایت ملت مطرح کردند که عمل و توجه به آن راهگشای مردم و جریان ها و گروه های سیاسی بود.

کاش صدر اسلام هم .....9 دی...داشت .

9 دی ، یک روز ویژه در تاریخ اسلام به حساب می آید چرا که در این روز مردم به میدان آمدند و مدعیان مردم سالاری- و به واقع جباران و دیکتاتورهای سفاک- که به نام مردم به بنیان های نظام مردمی و دینی می کوبیدند را سیلی زده و سر جای خود نشاندند. کاش مولی علی بن ابی طالب (علیه السلام) هم یک روز 9 دی داشت و کاش امام مجتبی(ع) و... و کاش در مشروطه یک 9 دی به وجود آمده بود یا حداقل یک 30 تیر داشت و...

نهم دی ماه روزی بود که مردم احساس کردند، با شرارت عناصر خارجی و داخلی جز آنان و حضورشان هیچ نیروی دیگری نمی تواند انقلاب و نظام را حفظ کند و هیچ کاری جز حضور گرم و متراکم نمی تواند نشان دهد که دین و رهبری در این کشور غریب نیست و انصافا 9 دی توانست هم استحکام دین و هم اقتدار رهبری را به دنیا نشان دهد. اگر به تحلیل و تفسیر محافل خارجی نگاهی بیاندازیم درمی یابیم که میان آنچه پیش از 9 دی گفته می شد و آنچه پس از این روز مطرح می گردید، فاصله ای بزرگ وجود دارد. بعد از 9 دی روند توطئه خارجی کند نشد اما امید دشمن به کار در جغرافیای ایران و امید به کارآیی عوامل فتنه از بین رفت و حرکت به سمت اقدامات خارجی نظیر تحریم و قطعنامه و دسته بندی های بین المللی پیش رفت و اولین محصول آن قطعنامه 1929 بود و صد البته خود آنان اعتراف کرده اند که جمهوری اسلامی با فشار خارجی از بین نمی رود. در واقع 9 دی مهمترین نقص «مردم سالاری» را برطرف کرد. اگر در ایران 9 دی نبود توطئه علیه مردم به ثمر می نشست همانگونه که در کشورهای دیگر توطئه به نتیجه رسیده است.

جریان اصلاح طلب در این مدت تلاش کرد پروژه های زیر را هر چه سریع تر به یک نقطه مطمئن برساند:
1- در پیش گرفتن نوعی فرایند نقد درونی و بازشناسی آسیب های پروژه دوم خرداد
2- تمرکز بر تخریب دولت به عنوان پوشش برای فتنه ای که در پیش داشتند.
3- رسیدن به یک ائتلاف استراتژیک با هاشمی رفسنجانی برای رویارو ایستادن با تجربه اصولگرایی
4- تکمیل فرایند شبکه سازی در داخل روی محیط های داخلی و مجازی با هدایت مستقیم طرف خارجی
5- مسافرت های مکرر به خارج از ایران -وحتی امریکا- در چارچوب پروژه (hange) تبادل برای دریافت آخرین نسخه های عملیات نرم و نیمه سخت علیه نظام جمهوری اسلامی و گذراندن دوره های آموزشی مرتبط با آن
6- میزبانی تعداد زیادی از عوامل سرویس های اطلاعاتی غربی در داخل ایران در پوشش پژوهشگر، استاد دانشگاه و ... که ماموریت همه آنها بومی سازی روش های جدید براندازی در ایران و برآورد میزان توانایی جریان اصلاح طلب برای عملی ساختن آن روش ها بود.
سال 88 زمانی بود که همه این پروژه ها با هم ترکیب شد و آنچه را که فتنه می خوانیم بوجود آورد.

چرا عده ای در سال 88 سکوت کردند؟ راز شکل گیری فرقه ساکتین چه بود؟ چرا ندای هل من ناصر رهبر را نشنیدند؟ جواب ساده است: در فاصله 84-88 آنچنان فضایی از بددلی متقابل شکل گرفته بود که عده ای حتی وقتی گریبان چاک و شمشیر آخته ضد انقلاب وسط خیابان های شهر را هم دیدند باز بر این گمان بودند که این فی المثل دعوایی میان احمدی نژاد و موسوی است نه نزاع انقلاب و ضد انقلاب. راز سکوت، در اشتباه در تحلیل و تشخیص بود و این اشتباه از دل یک تجربه تاریخی بی نهایت اسف بار بیرون آمد که همچنان باید برای شناخت ابعاد آن وقت گذاشت.

توصیه های رهبری را به یاد بیاورید. نخست تاکید کردند که 3 اصل کاری، مردمی و انقلابی بودن شاخص هایی جایگزین ناپذیر برای تشخیص نیروهای انقلاب از غیر آنهاست. سپس مکررا هشدار دادند که دشمن طرح هایی خطرناک در سر دارد و از یاران انقلاب خواستند هرگز از حفظ مرزبندی و فاصله خود با دشمن غفلت نکنند. پس از آن، تاکید کردند که هیچ عاملی جایگزین تصمیمی که مردم خود برای خود می گیرند نخواهد شد. در مرحله بعد، با تشریح پروژه دشمن هشدار دادند که ممکن است کسانی نادانسته بخشی از آن پازل را تکمیل کنند و از حیث نتیجه میان همراهی دانسته یا نادانسته با دشمن تفاوتی نیست. پس از آن تاکید کردند بزرگترین جنایت اهل فتنه نه وارد کردن خسارت هایی به جان و مال مردم بلکه امیدوار کردن دشمن و انرژی دادن به آن برای کلید زدن دور جدیدی از توطئه علیه ملت مسلمان ایران بوده است.
همبن توصیه را اگر اکنون از سر دقت مرور کنیم معلوم خواهد شد که تشخیص حق از باطل آنقدرها هم دشوار نیست. شاید مهم ترین حاصل این حقیقت که سایه ولی فقیه بر سر ماست، این است که همواره حجت بر ما تمام است و کسی مضطر و محجور نیست.

حماسه 9 دیبعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، برخی از کسانی که مخالفت‌های خود را با نظام اسلام فقاهتی آشکار کرده بودند، به بهانه وقوع تقلب مردم را به آشوبهای خیابانی دعوت کردند. مدتی کوتاه این به ظاهر تجمعات به سمت ساختارشکنی و هنجارشکنی سوق پیدا کرد. رفتارهای ساختارشکنانه و آمریکا پسند فتنه‌گران تا آنجا ادامه پیدا کرد که در روز قدس با روزه‌خواری به نفع اسرائیل شعار سردادند؛ در روز 13 آبان به حضرت امام اهانت کردند و در روز عاشورا با فضاحت تمام به حضرت امام حسین(ع) بدترین اهانت‌ها را روا داشتند. هدف دشمنان از غائله‌سازی در روز عاشورا مبتنی بر یک هدف از پیش طراحی شده برای فروپاشی نظام بود که به تناسب آن همه ظرفیت‌ها هم به کار گرفته شده بود و در این میان کافی بود تا توده‌های اجتماعی نیز همانند برخی از خواص جامعه که هنوز در تشخیص موضوع و مسئله مشکل داشتند، مرعوب شوند و عقب بنشینند و در آن صورت بود که برنامه طراحی شده دشمن به هدف می‌نشست و گام اصلی خود را پس از آن حادثه برمی‌داشت.

این فتنه، صرفاً منحصر به حضور عده‌ای افراد در خیابان‌ها نبود، بلکه ناشی از یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت که چنین هم شد. مردم مسلمان ایران با درک درست زمان و مکان و با هوشیاری و بصیرت در روز 9 دی حماسه‌ای را خلق کردند که تمام نقشه‌های فتنه‌گران و حامیان خارجی آنها را برهم زد. حماسه 9 دی از دو جهت قابل توجه است؛ نخست حضور بی‌سابقه و دهها میلیونی مردم در تاریخ انقلاب اسلامی ایران و دوم ایستادگی و پا‌فشاری بر همان عوامل پیروزی انقلاب یعنی ولایتمداری، یکپارچگی و دین‌گرایی. به عبارت دیگر حضور عظیم و خروشان مردمی در 9 دی 88، تجلّی بارزی از هویت و ماهیت انقلاب یعنی روح دیانت حاکم بر دل های مردم بود. چنانکه مقام معظم رهبری در تبیین حقیقت حماسه 9 دی به دو عنصر «حضور گسترده مردمی» و «ایمان دینی مردم» اشاره کردند و خاطر نشان کردند: 9 دی 88، حادثه کوچکی نیست، بلکه آن حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حرکت در سایه دین و تحقق وعده‌های الهی تبیین شود.

حماسه بی‌نظیر 9 دی ماه نه از جهت کثرت جمعیت ـ که حدود 50 میلیون نفر در سراسر کشور تخمین زده می‌شد ـ دارای اهمیت است، بلکه آنچه بر اهمیت و ماندگاری روز 9 دی ماه در تاریخ انقلاب اسلامی مؤثر بود، مفاهیم و پیام‌هایی بود که در 9 دی پدیدار شد و بعد از 9 دی بیش از پیش مجال رخ‌نمایی پیدا کرد. رهبر معظم انقلاب در دیدار سال گذشته مردم قم با ایشان فرمودند که 9 دی ماه برخاسته از همان عواملی است که 19 دی ماه سال 56 را تشکیل داد. در تحلیل این حماسه باید گفت: حماسه 9 دی ماه یک سطح دارد و یک عمق. سطح آن به مدد حواس و احساس و مشاهدات قابل تشخیص و تفهیم است و بطن و عمق حماسه 9 دی نیاز به چارچوب تحلیلی جداگانه‌ای دارد که در این نوشتار به چند فراز از بطن و ریشه حماسه 9 دی ماه اشاره می‌کنیم. اولین نکته‌ای که در بیانات رهبر فرزانه انقلاب در خصوص این روز به آن اشاره رفته است، حرکت مردم در 9 دی همان تداوم حرکت ملت مسلمان ایران در 19 دی می‌باشد. در این خصوص می‌فرمایند: این مردمند که ناگهان با یک حرکت ـ که آن حرکت برخاسته از همان عواملی است که نوزدهم دی قم را تشکیل داد. یعنی برخاسته از بصیرت است، از دشمن‌شناسی است، از وقت‌شناسی است، از حضور در عرصه مجاهدانه است ـ روز 9 دی را هم متمایز می‌کنند؛ و در ادامه می‌فرمایند: هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می‌کند، دست خدای متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین‌بن‌علی(علیه السلام) را می‌بیند.

این کارها، کارهایی نیست که به اراده امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهی است همان طور که امام در یک موقعیت حساسی که من بارها این را نقل کرده‌ام. به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهی را در پشت این قضایا دیدم.» و در جای دیگر می‌فرمایند همان گونه که در ابتدای انقلاب، محرم به کمک این مردم آمد و امام خمینی(ره) فرمود؛ خون بر شمشیر پیروز است، در قضایای 9 دی هم، عاشورا به کمک ملت آمد و حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق کرد. حادثه 19 دی ماه سال 56 و 9 دی ماه 88، از آن حماسه‌ها بود که خروش باشکوه و عظیم جمعیتی را نشان داد که به مخالفت با لیبرالیست‌ها و متجددین غربگرا و به نام دفاع از مظاهر اسلامی و نشان دادن نفرت از اهانت‌کنندگان به ساحت ارزشهای دینی، برخاسته بودند. اگر در روز 19 دی ماه غیرت دینی مردم به خاطر اهانت به امام و مرجعیت مبارز و انقلابی شکل گرفت، 9 دی ماه سال 88 هم تجلی‌گاهی شد تا خروش انقلابی نسل‌های قدیم و جدید ایران را به اهانت‌کنندگان به مقدسات دینی مردم به تصویر بکشد.

فتنه 88 هماورد مدافعین واقعی انقلاب اسلامی و ولایت فقیه با کسانی بود که متأثر از گفتمان مدرنیته و تجددخواهی لیبرالیسم درصدد عبور از ولایت مطلقه فقیه بودند. ساختارشکنی‌های بعد از انتخابات سال 88، خروجی اندیشه و تفکر لیبرالیسم بود که جریان دوم خرداد منادی آن بود! ایدئولوژی‌های سیاسی محصول یک فرایند طولانی‌مدت است و در گذر زمان عمق و گستردگی پیدا می کند و ایدئولوژی لیبرالیسم و اباحه‌گری در ماجراهای سال 88 به نقطه سر ریز رسیده بود که دیگر توان ماندن در حصار افکار و تئوری‌ها را نداشت. نزاع بین مدرنیته و لیبرالیسم با اندیشه اسلام فقاهتی به سالها قبل از انقلاب اسلامی برمی‌گردد و در دوره‌هایی این نزاع آنچنان وضعیتی پیدا کرده که مسیر تاریخ را عوض کرده است. 19 دی ماه مسیر تاریخ را عوض کرد، تغییری که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد. 9 دی ماه هم که جلوه دیگری از نزاع بین گفتمان لیبرالیسم با اسلام مبتنی بر ولایت بود، خط انحراف گونه‌ای که اندیشه غایب و حاکم بر دوم خرداد در مسیر انقلاب ایجاد کرده بود را مسدود کرد. اکنون و با گذشت چند سال از آن حماسه، اگرچه آگاهی و بصیرت اجتماعی مردم ارکان فتنه را متزلزل ساخته است و قدرت نظام اسلامی را در جهان اثبات کرده، اما آنچه که هنوز به عنوان دغدغه باقی‌مانده است، وجود سرپل‌های دشمن و دسیسه‌چینی‌های آینده‌‌ آنهاست که نباید مورد غفلت مردم و خواص جامعه قرار بگیرد.
به نقل از خبرنامه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

از حماسه 9 دی تا حماسه 27 مهر

روحانیت همواره به عنوان پیشرو در عرصه کارزار برای رفع کژی ها و اصلاح انحرافات در ساختار جامعه ما بوده است. چه در زمان تیره و تار تاریخ سیاسی چند قرن اخیر، یعنی دوران مشروطه غیره مشروعه و آغاز رهایی ظاهری از چنگال استبداد شاهنشاهی و در عوض اسارت پنهان در استبداد اومانیستی غربی، چه در نهضت ملی سازی صنعت نفت و چه در زمان انقلاب شکوهمند اسلامی و بعد از آن.... گاهی اوقات خیزش دینی جامعه که روحانیت و نهادهای روحانی نمایندگی آن را دارند، همچون حرکت امام حسن و امام حسین "علیهما السلام"
سبب پیروزی و فتوحات ظاهری نشد بلکه فریاد حقانیت را در جامعه طنین انداز کرد. از این جمله می‌توان به فریاد حق طلبی شیخ فضل الله نوری و هم فکران اندکش در دوران سرمستی غرب گرایان به ظاهر آزادیخواه اشاره کرد که شیخ مظلوم حسین وار برای بیداری جامعه جان خود را تقدیم اسلام کرد. گاهی اوقات هم خیزش دینی روحانیت همچون انقلاب نبوی تحولی را پایه‌گذاری کرد که برای این مورد هیچ مثالی را کاملتر و جامع‌تر از انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری رهبر دینی و مرجع عالی قدر حضرت امام خمینی(ره) نمی‌توان نام برد. این به این معنا نیست که خیزش های قبلی نهادهای دینی جامعه ما طی هزار و چهارصد سال اخیر بی نتیجه باشد که همان طور که گفتیم حداقل نتیجه این خیزشها بیداری جامعه است؛ اما حاصل تمام این بیداری ها و عبرتها در انقلاب شکوهمند آن عزیز سفر کرده به بار نشست و البته آن بزرگوار نیز چه خوب این کاروان را به مقصد رساند.اگر در مشروطه در اثر بی توجهی خواص و غفلت عمومی، عالم دینی را به دار کشیدند و چون شامیان در پای چوبه دار او کف و سوت زدند، در ملی کردن نفت این اشتباهات کمتر شد. ولی باز هم جامعه به آن حد از آمادگی نرسیده بود و در نتیجه با وقوع چند فتنه، دور علمدار این خیزش یعنی آیت الله کاشانی کم کم خالی شد. اما در انقلاب اسلامی دیگر این اشتباهات به کمترین حد خود رسید. به طوری که با وجود انواع فتنه ها و حیله ها، نهاد روحانیت به خواسته حداکثری خود یعنی جمهوری مبتنی بر اسلام یا "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" رسید. ‏

شروع نهضت؛ قیام 19 دیبا مطالعه در نهضت حضرت امام خمینی(ره) می‌توان دریافت که امام با وجود اشکالات موجود در حوزه‌های علمیه قبل از انقلاب از جمله نبود شور انقلابی و امید به پیروزی، بسنده کردن جامعه حوزوی به شرایط موجود و چشم امید به حکومت برای حفظ حداقلی ظواهر اسلام در جامعه فاسد آن زمان ، وجود جریانات انحرافی چون حجتیه و ..... باز هم معتقد بود که گره مشکلات باید به دست نهاد روحانیت باز شود، اما نهادی که مشکلات ذکر شده در بالا از آن زدوده شده باشد.از آنجایی که در چند دهه اخیر شهر مقدس قم به مرکزیت فقه شیعه تبدیل شده است، بررسی نقش بستر حوزوی در تحولات انقلاب بدون در نظر گرفتن این شهر و ویژگی‌هایش ممکن نمی‌باشد.شهری که مردمانش نیز تحت تاثیر همین فضا نقش تعیین کننده ای در تحولات نهضت امام خمینی ایفا می‌کنند و تاکنون نیز این چنین بوده است. نهضت امام از همان ابتدا که در سال 42به صورت علنی با سخنرانی کوبنده در مدرسه فیضیه قم شروع شد، در بستر روحانیت دینی-انقلابی بود و تا وقتی که دور نهایی قیامهای مردم که منجر به پیروزی انقلاب شد، در 19 دی 1356 کلید خورد؛ این نهاد روحانیت مبتنی بر اسلام ناب بود که حلقه اتصال بین امام و امت را تشکیل می‌داد. رژیم شاه در سالهای اولیه دهه 50 که با اهرمهایی چون سرکوب، زندان و تبعید و استفاده از نهادهای تازه تاسیسی چون ساواک، کلیه صداهای مخالف و مشی‌های مبارزاتی اعم از مسلحانه و نرم را در ظاهر خفه کرده بود، دچار غرور کاذب شده بود. به همین دلیل حماقت تاریخی خود در توهین به حضرت امام در روزنامه اطلاعات مورخه 17 دی ماه 1356 را مرتکب شد.

اینجا بود که مردم قم با محوریت روحانیت کار حساس و سرنوشت ساز را انجام دادند و آن شکستن فضای رعب و ابهت پوشالی رژیم سرکوب در 19 دی 1356بود. پس از توهین روزنامه اطلاعات به قلم احمد رشیدی مطلق به حضرت امام خمینی،غروب روز 17 دی چند تن از مدرسین برجسته حوزه علمیه قم در منزل آیت الله حسین نوری همدانی اجتماع و طی جلسه ای تصمیم گرفتند که روز هجدهم دی حوزه های علمیه به طور کامل تعطیل و با حرکت به سمت منزل آیت الله نوری همدانی تجمع کنند. در این تجمع مردمی ، آیت الله نوری همدانی برای حاضران سخنرانی کرد و از آنجا راهپیمایی آغاز و تا حوالی میدان شهدای قم ادامه یافت. در آنجا مأموران امنیتی و پلیس با حمله به سوی تظاهر کنندگان ، عده ای را شهید و تعدادی را مجروح نمودند. اعتراضها در روز بعد نیز ادامه یافت تا طی روز 19 دی ماه حدود 90 نفر از مردم قم به دست عوامل ساواک به شهادت رسیدند. پس از این شروع، در روز 29 بهمن مردم تبریز به مناسبت چهلم شهدای قم به پا خاستند تا اینکه بر اثر مقابله ارتش و ساواک تعدادی از مردم در تبریز نیز به خاک و خون کشیده شدند. این روند ادامه یافت و مردم یزد نیز از قافله عقب نماندند. در روز 9 فروردین 57 مردم یزد به مناسبت چهلم شهدای تبریز قیام کردند. با مدیریت این سه مرحله توسط روحانیون فضای اختناق ستمشاهی شکسته شد و نهضت وارد سال 1357 گردید. سالی که با داشتن روزهایی چون هفدهم شهریور و 26 دی ماه(فرار شاه از ایران به بهانه معالجه) ، روند اضمحلال نظام شاهنشاهی را در آن شاهد هستیم.

پیشتازی مردم قم، این بار در دفع فتنه 88 و تثبیت نظام ‏از آغازین روزهای فتنه 88 حضور مردم در دفع این فتنه چشمگیر و موثر بود، در نتیجه پس از مدتی فتنه گران فاز جدیدی از نقشه خود را شروع کردند و آن چسبیدن انگل وار به مراسمات انقلابی- دینی(چون روز قدس، 13 آبان و ....) و یا نمادهای انقلابی- دینی(خانواده شهدا، مرجع سازی،تمسک به اطرافیان چهره‌های انقلابی و .....)برای نشان دادن خود بود. عده‌ای از تحلیلگران حماسه نهم دی ماه را خاتمه این مرحله و به عبارتی خاتمه جریان فتنه 88 می‌دانند. ولی در اصل این خروش حوزویان به خاطر توهین به عکس مقدس حضرت امام در سالروز 16 آذر بود که جریان سازی و خروشهای مردمی برای ابراز انزجار از جریان فتنه را آغاز کرد. پس از انتشار فیلم موهن جسارت به عکس حضرت امام در جریان اغتشاشگری جریان ناکام فتنه در روز 16 آذر 1388 در سایت های حامی جریان فتنه سبز و انعکاس این خبر در بخش های خبری صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران، این بار نیز این مردم قم با محوریت روحانیت بودند که فضای حاکم در جامعه را شکستند. فضایی که طی آن فتنه گری وهنجارشکنی‌های جریان فتنه به علت کم تعداد بودن بدنه آن در بین افراد جامعه و نیز دور بودن مطالباتِ به ناحق آنان از مطالبات عموم جامعه، داشت کم کم زمینه غفلت جامعه را از اصل ماجرا فراهم می‌کرد.

طوری که هنجارشکنی‌های جریان فتنه برای مردم عادی شود. گردانندگان واقعی جریان فتنه که خود از عدم مقبولیت جریان متبوعشان در بین مردم با خبر بودند و می‌دانستند به هدف حداکثری یعنی براندازی نخواهند رسید، چند هدف حداقلی داشتند. از جمله این اهداف ادامه اغتشاشگری و هنجارشکنی هر چند اندک برای آماده باش نگه داشتن پیاده نظام خود و نیز عادی کردن وجود یک جریان دارای هویت و فعال معاند و با قابلیت بالقوه براندازی برای مردم بود. تا از طریق این اهرم فشار بتوانند در دراز مدت به اهداف شوم خود برسند. از طرفی این گردانندگان با انعکاس و بزرگنمایی اخبار مربوط به اقدامات فتنه گران در سراسر دنیا، جنگ روانی خوبی را علیه جمهوری اسلامی در اذهان ملتهای جهان کلید زده بودند و وجهه بیرونی جمهوری اسلامی را نشانه رفته بودند تا از شدت تاثیر گفتمان این نظام مقدس در جهان بکاهند. با توجه به این نکات می‌توان به اهمیت و نقش پیشتازی مردم قم در ابراز انزجار و جریان سازی این کار در سراسر کشور پی برد. کاری که در 19 دی 56 نیز انجام گردید. پس از ابراز انزجار مردم قم نسبت به توهین به تمثال مبارک حضرت امام، این اتفاق به طور مشابه با برگزاری تجمع‌هایی در سراسر کشور رخ داد و جریان فتنه خود را در لبه پرتگاه دید.در این بین اقداماتی در جهت پاک کردن این جنایت از سوی سمپادهای فتنه گران رخ داد ولی موثر نیفتادند.

شاید در آن زمان جریان فتنه تنها راه پیش روی خود را انجام خودکشی سیاسی می‌دید.از این روی با تبلیغات گسترده خود را برای روز عاشورا آماده کرد. اما یک هفته قبل از روز عاشورا حادثه غیر منتظره وفات آیت الله منتظری کمی مسیر را عوض کرد. هنجارشکنی و هتاکی های پیاده نظام استکبار در حاشیه تشییع جنازه آیت الله منتظری، مردم غیور قم را زودتر از موعد به صحنه آورد. شهر قم طی هفته بعد از تشییع جنازه آیت الله منتظری شاهد تجمعات و واکنش های متعدد اقشار و افراد انقلابی و با بصیرت در محکومیت هتاکی های آن روز بود. پس از هتاکی‌های روز عاشورا توسط پیاده نظام استکبار در لوای جنبش سبز، مردم قم یک روز زودتر از سایر نقاط کشور حماسه انزجار خود را خلق کردند. صبح روز سه شنبه 8 دی ماه(یعنی دو روز پس از عاشورا) جمعیت انبوهی به صورت خودجوش و بدون اطلاع رسانی رسمی و به صورت سینه به سینه، در مقابل بیت حضرت امام خمینی تجمع کردند و پس از سخنرانی آیت الله یزدی به سمت بیت علما رفتند تا از علما درخواست حمایت کنند. محوریت این تجمع نیز با روحانیون بود. حضرات آیات عظام مکارم شیرازی جوادی آملی و سبحانی درخلال این تجمع بیانیه های خود را در محکومیت هتاکی‌های روز عاشورا صادر نمودند. در روز نهم دی ماه نیز مردم قم در کنار مردم سایر نقاط کشور، حماسه تجمع عاشوراییان را خلق کردند که وصف آن دیگر نیاز نیست.... ‏
این گونه بود که در جریان فتنه 88 مردم قم به پشتوانه روحانیت یک قدم جلوتر از بسیاری نقاط کشور عمل می‌کردند و کارنامه درخشانی از بصیرت و بیداری را در سال فتنه به ارمغان گذاشتند.‏

حماسه 27 مهر، جشن ولایتمداری شهر خون و قیام: ‏پس از اینکه دشمنان خارجی نظام جمهوری اسلامی به کمک هم پیمانان داخلی‌اشان، از اثر بخشی تمامی راههای ممکن برای براندازی یا حداقل کاهش سرعت تعالی جمهوری اسلامی ناامید شدند، به عنوان یک تلاش مذبوحانه سعی داشتند حضور مردم را در حمایت از نظام کمرنگ نشان دهند. همان مردمی که کلیه نقشه های آنها را بر آب کردند. نمونه این عملکرد را می‌توان در انعکاس اخبار مربوط به 9 دی و 22 بهمن مشاهده کرد.معرفی تلویحی مردم حماسه ساز به عنوان کسانی که با انگیزه‌های مادی به تجمع آمدند با استفاده از عباراتی چون "پخش کیک و ساندیس و ساندویچ" و "تصاویر آرشیوی" و ......هر چند مثل همیشه برای مردم ایران مضحک بود، ولی حداکثر می‌توان دو هدف را از انجام چنین اقداماتی برای عوامل استکبار برشمرد:‏
‏1- روحیه دادن به ضد انقلاب و دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی که "شما هنوز بی‌شمارید!" ‏
‏2- حفظ ژست سیاسی و عدم پذیرش شکست، هر چند که حقیقت این شکست از روز روشن‌تر باشد. ‏
از آنجایی که یکی از فعالترین اقشار در دفع فتنه 88، روحانیت بابصیرت و انقلابی بودند که طی حوادث سال 88، زخم دیرین استکبار از این قشر را دوباره باز کردند، استراتژی وارونه نشان دادن واقعیت در مورد این قشر هم تکرار شد.ترویج این فکر غلط که مراجع تقلید همگی از نظام بریده‌اند با استفاده از اخبار مقطعی از مواضع و سخنان آنها، یکی از این شگردهای تبلیغاتی بود. و یا القای این موضوع که روحانیت حامی نظام بسیار اندک و در مقابل روحانیت مخالف نظام بسیار انبوهند با تمسک به بعضی چهره‌های روحانی نمای انگشت شمار و یا گروههایی چون مجمع روحانیت و ...یکی از خط مشی‌هایی بود که توسط اتاق فکر جریان فتنه دنبال می‌شد.هر چند این تحلیل‌ها با واقعیت موجود در جامعه بسیار فاصله داشت ولی خطر اینکه این دروغ نمایی‌ها روی بخشی از جامعه تاثیر بگذارد وجود داشت. تا اینکه خبر سفر رهبری به قم در ایام دهه کرامت در صدر اخبار قرار گرفت.

بلافاصله ماشین رسانه‌ای دشمن که اکنون توسط بعضی یاران سابق ولی پشیمان انقلاب تغذیه می‌شود، دست به کار شد. به عنوان مثال سایت کلمه سبز و جرس طی تحلیل‌هایی هدف از این سفر را مانور قدرت برای مراجع بیان کرد و طوری وانمود کرد که قرار است مراجع طی این سفر به طور اجباری و تحت فشار برای دست بوسی رهبری بیایند. همه می‌دانند که هیچ گاه خط مشی رهبری چنین نبوده است و درعمل نیز شاهد این موضوع بودیم. طی سفر رهبری به قم تقریبا همه مراجع تقلید به دیدار ایشان آمدند و رهبری نیز با احترام در خور توجهی از آنها استقبال کرد. بعضی مراجع و علما چون آیت الله نوری همدانی ، جوادی آملی و سبحانی در همان شب‌های اول به دیدار رهبری آمدند و بعضی دیگر از مراجع عظام چون آیت الله صافی گلپایگانی در روزهای میانی سفر.
همین امر سبب شد که ماشین رسانه ای دشمن انگشت به دهان بماند. همچنین استقبال بی‌نظیر از رهبری در بدو ورود که جای هیچ گونه انکاری را باقی نمی‌گذارد، ماشین رسانه‌ای دشمن را به جفنگ گویی واداشت. به عنوان مثال سایت جرس طی مقاله‌ای، استقبال بی مزد و منت و بدون چشمداشت مردم سراپا عاشق ولایت قم که ساعت‌ها در طلب دیدار نایب امام زمانشان در انتظار ایستادند را با ماجرای برخورد شاه گونه مردم و مسئولین یکی از ولایات با حضرت علی(ع) مقایسه کرده و در نتیجه گیری خواسته که رهبری همان رفتاری را که علی با مجیزه گویان کرد، انجام دهد. حال آنکه بین مجیزه گویی و استقبال بدون چشمداشت و مزد، فاصله از زمین تا آسمان است. بگذریم که بعضی از سایت های ضد انقلابِ تازه‌کار که هنوز تجربه چندانی در دشمنی با مردم ایران ندارند، طبق معمول اصل قضیه را انکار کردند و یا تیم استقبال را نیروهای حزب الله لبنان و سپاه بدر عراق معرفی کردند(!) و ... ‏این بار نیز مردم قم به سفر به موقع و همراه با درایت رهبری به شهرشان آن طوری که شایسته ساکنان شهر علم و اجتهاد بود، خوشامد گفتند و با این کار مشت محکمی بر دهان استکبار جنایتکار و نوکرانش کوبیدند. به عبارت بهتر باید گفت مردم قم به یمن کارنامه درخشانی که از خود بجای گذاشتند، در روز 27 مهر جشن ولایتمداری گرفتند و میهمان این جشن نیز ولی و مقتدایشان حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(مد ظله العالی) بود.‏

 

بصیرت ، راز ماندگاری انقلاب تا کنون

 سی و سه سال از استقامت ملت ایران گذشته است و نظام سلطه جهانی در روزهایی که استقلال عزتمند کشور ما را الهام بخش بیداری های منطقه دیده است، می تواند با گوشت و پوست خود سخنان همفر انگلیسی را درک کند که پس از سال ها جاسوسی در ممالک اسلامی و در آخرین صفحات خاطرات خود افسوس می خورد که چرا این قدر دیر به ماهیت تشیع در اسلام پی برده است و تازه متوجه می شود که سال ها پوسته ای از اسلام را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
تنها تشیع است که اعتقاد به انتظار در آن، حیات ارزشمند جامعه بشری را امیدوارانه پیش می برد و در عین حال اعتقاد به جهاد، ایثار و شهادت همان حیات ارزشمند را فدای ارزش های الهی می کند و این گونه زندگی انسان از حیات تا ممات را در نهایت امید و هدفمندی برنامه ریزی می کند.
ثبات انقلاب ملت ایران نیز تنها به این خاطر است که با «مانیفست طاغوت ستیزی اسلام» تدوین شده و شعارها و اهداف آن شامل ارزش هایی است که گذشت زمان نه تنها آن ها را کهنه نمی کند بلکه زنده بودن آن را از قیام حسینی تا قیام خمینی دیده ایم؛ ارزش هایی مثل آزادی، استکبار ستیزی، عدالت، استقلال، حفظ کرامت انسانی و ...
تاریخ جهان، انقلاب های بسیاری را به خود دیده است؛ اما نسل اول آنها هیچ کدامشان نتوانستند توجیه قابل قبولی از اهداف انقلاب به نسل های بعدی منتقل کنند و مثلا در جریان انقلاب کبیر فرانسه که با هدف اسقاط نظام سلطنتی آن کشور شکل گرفت، مشاهده می کنیم که پس از اعدام لوئی شانزدهم و پیروزی انقلاب، طی 11سال سه گروه بر کشور حکومت می کنند و هرکدام محکمه ای برای حکام قبلی برپا کرده و همه آن ها را از لب تیغ می گذرانند و نهایتا هم حکومت به دست ناپلئون می رسد و باز هم نظام سیاسی فرانسه و حکومت آن به شکل سلطنتی اداره می شود!
ثبات انقلاب ایران را می توان نقطه برتری ایدئولوژی اسلام بر سایر تئوری های حکومت داری مادی دانست چرا که تنها حکومت اسلامی است که آگاهی و بصیرت مردم و سیاسی بودن آن ها را نقطه قوت خود می داند؛ اما همین موارد در نظام های مادی دیگر، نقطه ضعف حکومت محسوب می شود و فهم مردم و سیاسی بودن آن ها مانع بهره وری حکام از نظام های سرمایه داری خواهدشد؛ پس دور نگهداشتن مردم از حقیقت و سرگرم نمودن آن ها با امور دنیایی و شهوات، مطلوب ترین شکل برای اداره انسان ها در این گونه حکومت های مادی است که دین ستیزی آن ها نیز در همین راستا تعریف می شود. اما در حکومت اسلامی، بصیرت و فهم مردم از مسائل است که ثبات حکومت را تضمین می کند و به همین خاطر است که اهداف انقلاب اسلامی ایران در سال 57-صحیح تر آن است که بگوییم از سال42- کماکان آرمان نسل سوم انقلاب می باشد و حتی بیشتر از نسل اول به آن اعتقاد دارد و آن را دلسوزانه مطالبه می کند.
فتنه88 و نحوه برخورد حکومت اسلامی مبین این گفته است.اکنون در کشورهای اروپایی و آمریکایی شاهد اعتراض علیه نظام سرمایه داری هستیم به وضوح می توانیم تفاوت این دو تئوری-اسلام و مادی گرایی-را مشاهده کنیم. اعتراض های مردم در کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس تنها با خشونت و سرکوب پاسخ داده می شود اما در نقطه مقابل می توانیم برخورد رهبر انقلاب را با فتنه 88 مشاهده نماییم که ایشان درمان این مقطع زمانی کشور را فقط در «بصیرت» یافتن مردم می بینند و دانشجویان و نخبگان کشور را موظف می کنند که اتفاقات را برای مردم تحلیل کنند تا شبهه ای در ذهن کسی باقی نماند.
خلق حماسه 9دی توسط ملت ایران نیز درست در همین راستا شکل می گیرد و ثابت می کنند که مردم پس از قریب هفت ماه به این بصیرت و عمق فکری رسیده اند که تنها دم زدن جریانی از راه و آرمان های امام راحل و صاحب منصب بودن در زمان انقلاب را برای صالح بودن یک جریان کافی نمی دانند ،چراکه مبنا را از خود حضرت امام راحل دریافته اند که «میزان حال فعلی افراد است.»
تعارضات گفتاری و رفتاری این جریان در طول هفت ماه به تدریج برای مردم نمایان می شود، از روزه خواری در روز قدس و شعار «نه غزه نه لبنان» گرفته تا اهانت کردن به تصویر امام و رهبری در16آذر؛ اما بازهم جریان فتنه پا را فراتر از این موارد گذاشته و در روز تشییع جنازه منتظری با شعار«عاشورا عاشورا وعده دیدار ما« برای نظام خط و نشان می کشد و نهایتا در روزی که جهان اسلام در عزای فرزند زهرا-سلام الله علیها- می سوزد، به خیابان های مرکزی شهر ریخته و همپای یزیدیان رقص و پایکوبی می کنند.
لکن غیرت دینی مردم و دیدن آخرین صحنه از سناریوی کثیف فتنه در روز عاشورا، حماسه ای را خلق کرد که نظیر آن را حتی در تجمعات پرشور اول انقلاب هم کم نظیر است و با همین حضور پرشور مردم، پرونده فتنه و فتنه گران به دست مردم بسته می شود که پس از آن رهبر انقلاب نیز با تاکید بر مردمی بودن این حرکت و نقش مردم در دفع فتنه می فرمایند:« فتنه یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می کند، دست خدای متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن علی (علیه السّلام) را می بیند. این کارها کارهایی نیست که با اراده امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهی است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسی - فرمودند: من در تمام این مدت، دست قدرت الهی را در پشت این قضایا دیدم. درست دید آن مرد نافذ بابصیرت، آن مرد خدا.»
اینجا همان بصیرت و بصیرت دهی نقش خود را در ثبات نظام اسلامی ایفا می کند و فتنه پیچیده ای را که در ظاهر به آرمان های انقلاب و اسلام معتقد بود، نهایتا پس از چند ماه به دست خود مردم رسوا می کند.

قیام خونین مردم قم

نخستین تظاهرات گسترده و شکوهمند مردم مسلمان ایران بر ضد رژیم پهلوی پس از قیام15 خرداد42 ، در19 دی ماه1356 شمسی در شهر مقدس قم برگزار شد و بدین گونه پس از14 سال، مردم انقلابی ایران بار دیگر با روحیه ای انقلابی و عزمی استوار، فریاد درود بر خمینی سر دادند.
واقعه19 دی1356 سر آغاز مرحله نوین انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) علیه نظام استبدادی و استکباری پهلوی بود. این تظاهرات بدین علت روی داد که رژیم منفور شاه در
17 دی ماه (سالروز کشف حجاب) با درج مقاله ای در روزنامه اطلاعات، امام خمینی(ره) را که در آن زمان در نجف اشرف در حال تبعید بودند مورد توهین قرار داد و همین امر موجب اظهار نگرانی و اعتراض دسته جمعی فضلا و طلاب حوزه علمیه قم گردید. آنان با تعطیل نمودن درسها به منازل مراجع تقلید و مجتهدان نامدار رفته و با آنها اعلام همدردی نمودند.
روز بعد بازار قم نیز تعطیل شد و افراد کثیری از دانش آموزان، دانشجویان و بازاریان و متدینین شهر با روحانیت همراه شده و به حرکت اعتراضی خویش ادامه دادند. ایادی رژیم که تحمل اعتراضات مردمی را نداشتند، صدای آنان را با گلوله پاسخ دادند. در نتیجه از سوی مزدوران رژیم پهلوی تیراندازی به مردم از چهار راه فاطمی (شهدای کنونی) آغاز گشت و تعداد زیادی شهید و زخمی شدند. یادشان گرامی!

نوزدهم دی‌ماه، سالروز قیام خونین مردم قم ‏ حماسه مقاومت و فداکاری

در تاریخ معاصر کشور عزیزمان، حماسه های عظیم و با شکوه مردم انقلابی و مؤمن، بسیار به چشم می خورد. از آن جمله قیام 15 خرداد 1342 و 19 دی ماه 1356 در شهر مقدس قم است. مقام معظم رهبری در این باره فرموده اند: " در نهضت عظیم انقلاب اسلامی ما دو نقطه شروع وجود دارد که یکی 19دی ماه و دیگری شروع مبارزات در سال 1342، هر دو مربوط به قم است." ‏در نوزدهم دی ماه بار دیگر " کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا " در شهر قم دیده شد، مشت های گره کرده روحانیون، طلاب علوم دینی و مردم متدین این شهر در دفاع از ارزشهای اسلامی به خون نشست و جرقه ای شد بر انبار خشم مردم تا هر آنچه طاغوت زمان بافته بود در شعله های این آتش بسوزد.‏

زمینه سازی برای قیام: بعد از قیام 15 خرداد سال 42 ، اختناق و فشار سیاسی، ایران را فرا گرفت، رژیم شاه با دستگیری نیروهای مبارز و ارزشی و تبعید شان به نقاط دور افتاده و بد آب و هوا، فضای کشور را برای بیگانگان، بویژه آمریکا، هموار کرد. حضرت امام خمینی (ره) در دوران تبعید به ترکیه و عراق و در مناسبت های مختلف در خصوص عملکرد ننگین رژیم پهلوی و نفوذ استکبار جهانی و اسرائیل در برنامه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران به افشاگری می پرداخت و بر حسب مقتضیات زمان، اعلامیه و اطلاعیه صادر می کرد. رژیم شاهنشاهی، با دستگیری حامیان امام در حوزه ها و دانشگاه ها، به خیال اینکه زمینه های شکل گیری انقلاب اسلامی را از میان برده است، به حکومت استبدادی خود ادامه می داد. تلاش مأموران حکومت پهلوی این بود که به هر طریق، از نفوذ امام به مراکز علوم دینی ممانعت کرده و اجازه تحرکات علمی و فکری به آنان ندهد، زیرا به خوبی می دانست که اگر امام همانند قیام پرشکوه خرداد 1342 هدایت دینی جامعه را به عهده گیرد، بساط ظلم و ستم از بین خواهد رفت. از سوی دیگر، آمریکا نیز برای ایجاد ثبات سیاسی در کشورهای تحت سلطه و جلوگیری از بروز انقلاب مردمی و اظهار نارضایتی مردم نهایت تلاش خود را می کرد تا فشار سیاسی را تعدیل نموده و با اصلاحات جزئی در مسائل اجتماعی، افراد معترض را به نام دفاع از آزادی و حقوق بشر به انجام فعالیت هایی تشویق کند که برای رژیم، قابل تأیید باشد.‏ در این شرایط ، گروه ها و جمعیت های محافظه کار و غرب زده تقویت شده و میدان عمل بیشتری برای آنان فراهم شد. در فروردین سال 1356 جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر با موافقت یکی از مسئولان اصلی کمیته حقوق بشر آمریکا به نام " باتلر" تأسیس شد.‏ همچنین شاه به حزب رستاخیز مأموریت داد تا فضای به ظاهر باز سیاسی را ایجاد کرده و جهت ترویج شعار جدایی دین از سیاست در مراکز تبلیغی و با کمک افراد مقدس مآب اقدام نماید و به این ترتیب عملاً حرکت به سوی انقلاب اسلامی به رهبری امام (ره) را به انفعال بکشانند. امام با هوشیاری و در فرصت های به وجود آمده، سعی می کرد تا مردم را با اندیشه های منطقی و مخالفت های اصولی، اساس حکومت را تبیین نموده و فضای باز سیاسی موجود را استبداد معرفی نماید.‏ یکی از همگامان راستین امام، فرزندش، سید مصطفی خمینی (ره) بود، کسی که هنگام تبعید پدر، بازداشت و زندانی شد، پس از آزادی از زندان به ترکیه - تبعیدگاه امام - رفت، در مهاجرت امام از ترکیه به نجف، پدر را در مسیر مبارزه همراهی نمود. شخصیت سید مصطفی، خطری جدی برای رژیم پهلوی به حساب می آمد و در نهایت با نقشه ساواک به شهادت رسید.‏ شهادت فرزند امام در آبان 1356 به اعلام مخالفت با رژیم پهلوی شتاب بیشتری بخشید و پس از این حادثه مجالس ختم مختلف در داخل و خارج کشور به مناسبت شب هفت و چهلم ایشان برگزار و هریک از آنها عاملی مؤثر برای تظاهرات وسیع مردمی علیه حکومت دست نشانده پهلوی شد و فرصت مغتنم و با ارزشی بود برای اینکه امام، بار دیگر به عنوان رهبری انقلاب اسلامی مطرح گردد آتش انقلاب آرام آرام برافروخته و پیام ها و بیانات امام، به نهضت، جهت داد.‏

اهانت به حضرت امام: در روز 17 دی سال 1356 و در سالروز به اصطلاح آزادی زن، در شهر مشهد زنان با چادر مشکی تظاهرات وسیعی علیه رژیم شاه به راه انداختند که با توجه به تازگی آن، انعکاس وسیعی داشت. در همین روز، روزنامه اطلاعات با چاپ مقاله ای تحت عنوان "ارتجاع سرخ و سیاه در ایران" به قلم احمد رشیدی مطلق، به امام خمینی اهانت نمود.‏ این مقاله موهن که به دستور شخص شاه در یک روزنامه با سابقه درج گردیده بود، آتش انقلاب را روشن ساخت و موجب گردید تا جامعه ایران از یک سو با محوریت رژیم شاه و از سوی دیگر تفکر آیت الله خمینی روبه‌رو شود. در واقع چاپ این مطلب بر اقتدار، عزت و عظمت مرجع عالی قدر و رهبر کبیر انقلاب (که در تبعید به سر می برد) را موجب شد و به دنبال آن موج عظیمی از اعتراضات سراسر کشور را فرا گرفت.‏

قیام خونین: اولین واکنش به انتشار این مقاله در مرکز انقلاب - شهر مقدس قم - صورت گرفت.‏ فردای آن روز یعنی 18 دی طلاب علوم دینی، کلاس های درس را تعطیل کرده و در مسجد اعظم دست به تجمع زدند و طی این روزها زدوخوردهای پراکنده ای رخ داد.‏ غروب روز 17 دی 1356 نیز چند تن از مدرسین برجسته حوزه علمیه قم در منزل آیت الله حسین نوری همدانی اجتماع و طی جلسه ای تصمیم گرفتند که روز هجدهم دی حوزه های علمیه به طور کامل تعطیل و با حرکت به سمت منزل آیت الله نوری همدانی تجمع کنند. در این تجمع مردمی،آیت الله نوری همدانی برای حاضران سخنرانی کرد و از آنجا راهپیمایی آغاز و تا حوالی میدان شهدای قم ادامه یافت. در آنجا مأموران امنیتی و پلیس با حمله به سوی تظاهر کنندگان، عده ای را شهید و تعدادی را مجروح نمودند.‏ قیام نوزده دی قم، الهام گرفته از نهضت 15 خرداد 1342 با همان شعارها و تبعیت از رهبری امام خمینی و مبتنی بر ایمان و باور مردم به ارزش های اسلامی بود.‏ در این حرکت مقدس، علما و روحانیون نقش بسزایی را ایفا نمودند، برخی مراجع و از جمله آیت الله العظمی گلپایگانی اعلامیه ای را در اعتراض به جنایات رژیم شاه در این قیام صادر نمود، ایشان از دستگاه حکومت خواست بابت چنین اقدامی توضیح دهد. عوامل ساواک به اشتباه، تصور می کردند کشتار مردم موجب خاموش شدن نیروی محرکه انقلاب خواهد گردید اما با تعجب مشاهده کرد، سیل جمعیت با حرکت های خانه به خانه، از علما و مراجع چاره جویی می کنند. رژیم برای مقابله با این قیام، گروهی از مجتهدان و علمای برجسته و اساتید حوزه علمیه قم را به نواحی بد آب و هوا و گرمسیر تبعید کرد که با این اقدام، نهضت قم به سایر نقاط کشور سرایت کرد. در چهلمین روز شهدای قم و در 29 بهمن 1356 مردم تبریز به پا خاسته و کنترل شهر را تا مدتی از دست مأموران خارج نمودند و با به آتش کشیدن سینماها، مشروب فروشی ها و مقر حزب رستاخیز، خشم و انزجار خود را نسبت به خشونت های رژیم پهلوی بروز دادند. سرانجام ارتش با کامیون های سرباز و تانک های خود، صحنه ای خونین به‌وجود آورد و ده ها نفر را به شهادت رسانید. در اربعین شهدای تبریز که مقارن با نهم فروردین سال 1357 بود مشابه همان حوادث در یزد تکرار گردید و پس از آن اعتراض های عمومی در سراسر کشور گسترش یافت.‏

واکنش امام خمینی (ره): پس از قیام 19 دی در قم، امام خمینی که در شهر نجف در تبعید به سر می برد، با لحنی شدید به رژیم پهلوی هشدار داد و آشکارا حکومت ستمشاهی را به مبارزه طلبید، امام در فرازی از بیانات خود که در اول بهمن ماه 1356 فرمودند، خاطر نشان ساختند: " من متحیرم که این فاجعه را... به کی باید تسلیت بگویم. آیا به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین (ع)، به حضرت حجت (سلام الله علیه) تسلیت بگویم یا امت اسلام، به مسلمین، به مظلومین در تمام اقطار عالم تسلیت بگویم یا به ملت مظلوم ایران... یا به اهالی قم محترم، قم داغدیده ها، تسلیت بدهم... یا به حوزه های علم و علمای اعلام... به کی باید تسلیت گفت و از کی باید تشکر کرد. در این قضایا که برای اسلام پیش می‌آید و این ملت بیدار ایران در مقابل این مصیبت‌‌ها استقامت می کند، کشته می دهد، هتک می شود. بی‌جهت و بدون هیچ مجوزی مردم را به مسلسل بستند... ملت ایران، ملت بیداری است. در عین حالی که این همه ظلم می بیند، کشته می دهد... مقاومت می کند، ایستادگی می‌کند و این ایستادگی به نتیجه خواهد رسید. هیچ اشکالی نیست که بعد از اینکه ملت ها بیدار شدند و بعد از اینکه زن ها قیام کردند بر ضد دولت و بر ضد این جباران، یک همچو ملتی پیروز می شود. ان شاء الله."

نظری به حوادث محرم سال 1357 پیروزی خون بر شمشیر

نهضت اسلامی ایران به محرم گره خورده و می توان در مقاطع مختلف نهضت نقش ماه محرم و فرهنگ عاشورا که یکی از اصلی ترین آموزه های آن قیام علیه حکومت ظلم و جور است را به وضوح مشاهده نمود شاید بهترین دلیل بر این ادعا ارتباط وثیق آغاز نهضت اسلامی و محرم باشد. چه، اگر دهه 1340 و قیام 15 خرداد 1342 را آغاز و جرقه نهضت اسلامی در نظر بگیریم به وضوح مشخص خواهد شد سخنرانی امام خمینی (ره) در ماه محرم چگونه باعث آغاز نهضت اسلامی گردید. علاوه بر قیام 15 خرداد و آغاز نهضت اسلامی ماه محرم و فرهنگ عاشورا همواره در طول نهضت اسلامی نقش بسزایی در پیشبرد و موفقیت این نهضت داشته است. این تأثیرات در ماه های پایانی عمر رژیم پهلوی بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده و ملاحظه است. در ماه محرم، زمینه هایی وجود داشت که به طور طبیعی این ماه را مستعد مبارزه علیه رژیم ساخته بود. منجمله اینکه در این ماه روحانیون در سراسر کشور مجالس سخنرانی داشتند و این مجالس با توجه به شرایط ویژه ای که در سال 1357 حکمفرما بود به کانون هایی برای مبارزه و هدایت تظاهرات ها بدل شده بود. در آستانه ماه محرم سال 1357 اتفاقی چهره نمود که بیش از پیش زمینه را برای مبارزه با رژیم آماده ساخت. توضیح اینکه امام خمینی(ره) با آگاهی و بصیرت خاص خویش، قبل از حلول ماه محرم در اول آذر ماه 57 (2 ذی الحجه 1398) پیامی خطاب به ملت ایران صادر کردند. امام در این پیام که به بیانیه «خون بر شمشیر پیروز است» شهرت یافت، ضمن بر شمردن پیام های محرم، دولت نظامی را یاغی معرفی کرده و از مردم خواستند تا از دولت سر پیچی کنند، به اعتصاب خصوصا در صنعت نفت ادامه دهند، ایشان از روحانیون خواستند تا از محرم چون شمشیری الهی استفاده برند و از ملت خواستند تا همه در جهت ساقط کردن سلسله پهلوی تلاش کنند.

ناگفته نماند رژیم نیز حساسیت این ماه را دریافته بود و مراکز امنیتی رژیم پیش بینی های لازم را در این باره انجام داده بودند. در همین راستا ساواک جهت جلوگیری از راهپیمایی و عزا داری سیاسی و آرام ساختن جوشش انقلابی مردم، دستورالعملی را به مراکز مختلف فرستاد که در بخشی از آن آمده بود: «عناصر برانداز و قشریون مذهبی بخصوص با استفاده از موقعیت خاص ماه های محرم و صفر در صدد اخلال نظم عمومی و فلج کردن موسسات و سازمانهای دولتی و ملی هستند. به منظور مقابله با این عناصر، وظایف خاصی را به عهده دارید که باید با نهایت دقت و پشتکار و با استفاده از جمیع امکانات در اجرای آن تلاش کنید.» به تقدیر محرم آغاز شد و مردم علی رغم تدابیر و هشدار های رژیم به برپایی مجالس مذهبی پرداختند. از همان روز اول محرم، حرکت دستجات مذهبی که معمولا در روز های تاسوعا و عاشورا انجام می شود، با گستردگی خاصی آغاز شد. رژیم هم به خشونت خود ادامه داد و در بعضی از شهرها از جمله تهران، اصفهان، مشهد و ... بر شدت آن افزود به طوری که در درگیری های خونینی که در این شهر ها به وقوع پیوست صدها نفر به شهادت رسیدند. اما اوج عظمت و شکوه حرکت های مردمی در این ماه در روز تاسوعا و عاشورا جلوه نمود. روزی که مردم راهپیمایی های عظیم و میلیونی تاسوعا و عاشورا را با مدیریت و تلاش دکتر بهشتی با شکلی بسیار منظم برگزار و در اقدامی که به تعبیر امام خمینی (ره) رفراندومی بدون شمارش آرا بود عدم مشروعیت رژیم و تشکیل حکومت عدل اسلامی را خواستار شدند.

صلواتی که بنیاد رژیم پهلوی را برانداخت

در جریان انقلاب ها همواره حوادثی به وقوع پیوسته اند که به مثابه یک چاشنی عمل نموده و باعث انفجاری عظیم در انبار باروت جامعه می شوند. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبود. این چاشنی در انقلاب ایران شب 21 بهمن 1357 عمل نمود. در این مقال ضمن بررسی وقایع روز 21 بهمن ماه واقعه ای را از نظر خواهیم گذراند که همان عامل انفجار باروت انقلاب در ایران است. همان گونه که اشاره شد در جریان انقلاب ها وقایع و حوادثی رخ می دهند که انفجار نهایی را به وجود آورده باعث پیروزی قطعی انقلاب و اضمحلال رژیم مستقر می شوند. البته این عوامل در اکثر موارد رخدادی ساده بوده و به هیچ وجه امری خارق العاده نیستند. آنچه بدانها اهمیت فوق العاده می بخشد حالت و وضعیت فوق العاده ای است که ماه ها و شاید
سال ها به وجود آمده اند. نهضت اسلامی که در اثر مجاهدت و مقاومت عده ای بی شمار از اوایل دهه 1340 و با رهبری امام خمینی (ره) آغاز و راه پر فراز و نشیبی را پیموده بود در شب 21 بهمن 1375 همان بستر لازم برای وقوع انفجار عظیم بود. در این هنگام رخدادی به ظاهر ساده اتفاق افتاد؛ یک درگیری محدود در حاشیه ارتش شاه آن هم توسط عده ای هنر جو و همافر. زمینه این درگیری نه اقدامی تاکتیکی و برنامه ریزی شده، بلکه رخدادی عادی و انجام یک سنت عرفی بود؛ فرستادن صلوات برای سلامتی امام خمینی (ره)،
واقعه ای که حداقل بعد از پانزده خرداد 1342 بار ها و بار ها تکرار شده بود. هر چند این اتفاق در برخی موارد موجد وقایع بزرگ و کوچک و حتی وقوع درگیری نیز گشته بود اما این بار جنس واقعه با قبل تفاوت داشت. شاید تقدیر این بود که فرستادن صلواتی بر محمد (ص) و خاندان عصمت و طهارت به عنوان جرقه انفجار انقلاب عمل نماید. ذیلا از دو منظر رویداد مورد اشاره روایت خواهد شد. مطبوعات جریان واقعه را این گونه گزارش کرده اند: شب گذشته ناگهان شهر تهران حالت عادی خود را از دست داد و اضطراب و نگرانی بر ساکنان پایتخت حکمفرما شد. حدود ساعت 9 شب ناگهان در شرق تهران تیر اندازی های مکرری به گوش رسید و مردم از خانه ها بیرون ریختند و بار دیگر بانگ الله اکبر تهران را فرا گرفت. حوادث در دو منطقه شرق تهران به وقوع پیوسته بود. حدود ساعت 10 شب یک دسته از افراد گارد جاویدان با حمله به پادگان دوشان تپه به طرف سربازان داخل پادگان تیر اندازی می کنند که سربازان با فریاد الله اکبر از مردم تقاضای کمک می نمایند. این درگیری زمانی شروع شد که افراد نیروی هوایی در داخل پادگان ضمن مشاهده مراسم استقبال از امام خمینی (ره) از تلویزیون، با فرستادن صلوات نسبت به امام ابراز احساسات کرده بودند. این ابراز احساسات موجب درگیری میان افراد نیروی هوایی و سربازان گارد گردید.

اما گزارش دوم از زبان یک مقام رسمی نظامی نقل شده است؛ عباس قره باغی، آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران در زمان محمد رضا شاه، وی در خصوص این واقعه و درگیری های به وجود آمده در دوشان تپه می نویسد: «ساعت حدود یک صبح روز شنبه 21 بهمن 57 بود که مرکز فرماندهی ستاد بزرگ، تلفنی چنین گزارش داد: هنگامی که در مرکز آموزش هوایی دوشان تپه پرسنل مرکز آموزش فیلم مراسم مراجعت آقای خمینی را که از تلویزیون نشان داده می شد، تماشا می کردند، بین هنر جویان نیروی هوایی ـ که شدیدا نسبت به مشار الیه ابراز احساسات می نمودند، و افراد گارد شاهنشاهی مامور به نیروی هوایی ایجاد درگیری و منجر به تیر اندازی شده است.» قره باغی ادامه این واقعه را از صبح روز 21 بهمن این گونه نقل می کند: «به محض رسیدن به ستاد بزرگ، وضع نیروی هوایی را سئوال کردم؛ جواب دادند که در تعقیب درگیری دیشب، بین پرسنل نیروی هوایی و افراد لشکر گارد مامور به نیروی هوایی، تیر اندازی شده و در حدود ساعت 8:30 به دنبال تظاهرات همافران در مرکز آموزش هوایی دوشان تپه، مخالفان نیز وارد محوطه مرکز آموزش شده با کمک پرسنل نیروی هوایی در اسلحه خانه را باز کرده اند و مقادیری اسلحه به دست آنها افتاده است. ساعتی بعد نخست وزیر تلفن زده، جریان مرکز آموزش نیروی هوایی را سئوال کرد، من ماوقع را گفتم و سئوال کردم چرا دیشب تلویزیون برای چندمین بار فیلم مربوط به مراجعت آقای خمینی را پخش نمود است؟ جواب داد: من دستور دادم. منظورم این بود که مردم مجددا جواب سئوال خبرنگار را داخل هواپیما از آیت الله خمینی بشنوند که بعد از 15 سال که به ایران بر می گردد، وقتی سئوال می کنند چه احساسی دارید می گوید: هیچ! گفتم: به هر حال به طوری که گزارش می دهند واقعه مرکز آموزش هوایی ناشی از مشاهده فیلم ورود آقای خمینی در تلویزیون بوده است.»رئیس ستاد ارتش شاه با سنجیدن اوضاع و دریافت گزارش ها دست به کار می شود و سعی می کند مانع از سقوط مرکز آموزش نیروی هوایی دوشان تپه گردد. به همین منظور دستور می دهد فرمانداری نظامی تهران نیروی کمکی به دوشان تپه اعزام نماید. اما اوضاع بسیار آشفته تر از آن بود که قره باغی تصور می کرد؛ اوضاع نیرو های نظامی و انتظامی بسیار وخیم بود و اراده ای برای سرکوب در میان این نیرو ها وجود نداشت. قره باغی خود در این زمینه می نویسد: «به سپهبد رحیمی (فرماندار نظامی تهران) تلفن زده، اظهار کردم: نیروی هوایی می گوید که احتیاج به کمک شما دارد، با سپهبد ربیعی (فرمانده نیروی هوایی) مذاکره و ترتیب کار را بدهید. اظهار نمود: به علت اغتشاشات در نقاط مختلف، یگان های فرمانداری نظامی در سطح شهر تقسیم شده اند و عده ای مامور به منطقه نیروی هوایی در نیروی هوایی درگیر جمعیتی هستند ک در اطراف مرکز آموزش هوایی جمع شده اند. ما عده اضافی نداریم به داخل مرکز آموزش بفرستیم.»

همزمان با وقوع درگیری در مرکز آموزش نیروی هوایی به مرکز فرماندهی ستاد بزرگ ارتشتاران گزارش رسید که در بعضی از مساجد بین مردم اسلحه تقسیم می شود. قره باغی قضیه را پیگیری کرده و از مقامات امنیتی توضیح خواسته، خواستار کنترل اوضاع می شود اما فرماندار نظامی تهران اظهار عجز نموده و می گوید: «ورود به مساجد برای ماموران فرمانداری نظامی و انتظامی ممنوع است»به هر تقدیر با گسترش درگیری ها که عمدتا بین مردم با نیرو های گارد شاهنشاهی انجام می شد، اوضاع وخیم تر می گردد. هجوم نیرو های گارد شاهنشاهی به نیروی هوای برای سرکوب شورش این نیرو، با دخالت مردم به شکست می انجامد. در چنین وضعی فرمانداری نظامی تهران با صدور اعلامیه شماره 40 خود که در ساعت 14 از رادیو پخش شد، ساعات منع عبور و مرور را افزایش داد. به موجب این اعلامیه از ساعت 16:30 تا 5 بامداد رفت و آمد در تهران و حومه ممنوع اعلام شده بود.در ساعت 16 بعد از ظهر روز 21 بهمن ماه 1357، یعنی 30 دقیقه قبل از شروع زمان اعلام شده برای منع آمد و شد و برقراری حکومت نظامی، امام خمینی (ره) با انتشار اعلامیه ای خطاب به مردم نکات مهمی را گوشزد نمودند. در اعلامیه امام آمده بود: «من از مردم شجاع تهران می خواهم که در صورتی که قوای متجاوز عقب نشینی کردند، با حفظ آمادگی و هوشیاری از خدعة دشمن، آرامش و نظم را حفظ کنند ولی مجهز و مهیا برای دفاع از اسلام و نوامیس مسلمانان باشند و اعلامیه امروز حکومت نظامی خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند.»

پس از انشتار اعلامیه امام در سطح شهر، مردم تهران در تایید پیام امام، هیچ گونه توجهی به مقررات منع رفت و آمد نشان نمی دادند، جلسه شورای امنیت ملی در ساعت 18 این روز تشکیل شد. قره باغی در مورد مباحث مطرح در این جلسه می نویسد: «نخست وزیر بر عکس آنچه تا چند ساعت پیش تلفنی صحبت می کرد، پریشان خاطر به نظر می رسید و بر حسب معمول عجله هم داشت. ... اولین موضوعی که در این جلسه مطرح کرد، عبارت بود از موضوع تغییر ساعت ممنوعیت عبور و مرور فرمانداری نظامی ... ابتدا سپهبد بدره ای و سپس سپهبد ربیعی اظهار کردند: نه تنها مقررات رفت و آمد به هیچ وجه رعایت نشده، بلکه سبب آشوب بیشتر نیز گردیده است. سپهبد رحیمی در مورد تقسیم اسلحه بین مردم اظهار داشت: «این فعل و انفعالات در داخل مساجد صورت می گیرد که ماموران فرمانداری نظامی اجازه داخل شدن به آنها را ندارند. البته اگر هم مقرر گردد داخل شوند، مسلما خونریزی خواهد شد.» نخست وزیر اظهار نمود: «تا به حال صبر کردم، بیش از این نمی شود تحمل نمود.» و به سپهبد رحیمی دستور داد: «از این ساعت مقررات حکومت نظامی را در تهران به موقع اجرا گذاشته، تظاهر کنندگان را متفرق و از اجتماعات جلوگیری نمایند.» ... سپس رو به سپهبد مقدم، رئیس ساواک نموده، ضمن اشاره ای دستور داد: تیمسار شما هم هم آن طرح خودتان را به موقع اجرا گذاشته و آن عده را که با هم بررسی کرده ایم، دستگیر نمایید.» سپهبد مقدم اظهار داشت: «تیمسار بدره ای برای انجام ماموریت باید ماموران گارد را در اختیار ساواک قرار دهند.»پس از این جلسه در ساعت 20 شب فرمانداری نظامی تهران طی اعلامیه تهدید آمیز شماره 41 خود، اعلام کرد: «فرمانداری نظامی تهران و حومه به حکم وظیفه و مسئولیت سنگینی که به عهده دارد، نمی تواند در مقابل عملیات ضد انسانی و وحشیانه عناصر اخلالگر و فریب خورده بی تفاوت بماند. علی هذا بدین وسیله ساعات منع عبور و مرور شبانه را تا ساعت 12 ظهر روز یک‌شنبه 22 بهمن 1357 تمدید می نماید.»اما در سوی دیگر وضع به گونه ای دیگر بود. یکی از خبر نگاران روزنامه اطلاعات که در اقامتگاه امام حضور داشت در گزارش لحظه به لحظه در مورد اعلام حکومت نظامی و عکس العمل مردم نوشته است: «در ستاد روحانیت صحبت از یک کودتا بود که ظاهرا قرار است بر اساس نقشه آن، ساعت 9 شب از چهار طرف تهران نیرو های مسلح به طرف تهران سرازیر شوند. در ستاد گفته می شد: فرمانده نیروی زمینی در این کار دست دارد و قرار است طرح کودتا به رهبری او به اجرا درآید. ... در ساعت 10 شب خبر شبه کودتا را تنی چند از آگاهان تایید کردند. بر اساس این اخبار، شبه کودتا قرار بود از ساعت 9 شب با کمک نیرو های موجود در اطراف تهران و احتمالا نیرو های مستقر در قزوین و حمله آنان به شهر انجام گیرد. ...»در این باره بعد ها سرهنگ کیخسرو نصرتی (آخرین رئیس ستاد پلیس تهران) گفت: بعد از ظهر روز شنبه 21 بهمن ماه 1357، سپهبد رحیمی (فرماندار نظامی تهران و رئیس شهربانی) به پلیس تهران دستور داد که در کلیه ساختمان های مشرف به میدان ها و مراکز عمومی شهر سنگر بندی نمایند و آماده باشند تا نیرو های ارتشی به آنها ملحق گردند. دستور رحیمی آن بود که پس از اعلام حکومت نظامی در ساعت 16:30 بعد از ظهر روز شنبه 21 بهمن ماه، نیروی پلیس اقدام به سنگر بندی کنند. از دستور ها و قراین آشکار بود که کودتایی در شرف تکوین است و این کودتا قرار بود نیمه های شب یک‌شنبه 22 بهمن ماه انجام پذیرد. دستور رحیمی به پلیس تهران آن بود که نیرو های پلیس و ارتش هر جنبنده ای را در روز یک‌شنبه 22 بهمن ماه در خیابان مشاهده کردند به گلوله ببندند.اما بر خلاف آنچه فرماندهان نظامی در سر داشتند، روند حوادث به پیش رفت. هر دم به خشونت تظاهر کنندگان افزوده می شد و مراکز نظامی و انتظامی تهران مورد تهدید قرار می گرفت و یا سقوط می کرد. تا آخرین ساعت شب چند کلانتری از جمله کلانتری 10 در خیابان ایرانمهر، کلانتری نارمک و کلانتری تهران نو سقوط کردند و مراکز دیگری چون کلانتری 6 میدان ثریا، تسلیحات ارتش در فرح آباد و پادگان لویزان به محاصره مردم در آمد. خلاصه اینکه اوضاع شهر به گونه بود که طلیعه های پیروزی از طلوع خورشید 22 بهمن انتظار می رفت.

انقلاب الله اکبر

هر چند برخی گروه ها و جریان های فرصت طلب، که اندک مبارزه ای در کارنامه خویش داشتند، بعد از انقلاب تحرکاتی نموده و در صدد مصادره انقلاب به نفع خویش بر آمدند، اما هر محقق منصف و بی غرض با اندک تاملی در جریان نهضت اسلامی که از اوایل دهه 1340 آغاز شده و در بهمن 1357 به پیروزی رسید، در خواهد یافت که این حرکت حرکتی اسلامی و رهبران آن روحانیون بوده اند. بدون شک یکی از راه های شناخت نهضت ها و حرکت های سیاسی و اجتماعی شعار ها و نماد های آن است. شعار ها و نماد های هر حرکت و جنبشی بیان گر محتوای آن حرکت و جنبش و معرف ماهیت آن است. به همین منظور نظری خواهیم افکند بر شعاری مشهور و جریان ساز که در روز های پیروزی انقلاب بیش از هر شعار و نماد دیگری طرح می شد. واپسین روز های عمر حکومت پهلوی با ماه های محرم و صفر مصادف شده بود. انقلابیون بر این واقعیت وقوف داشتند که با شروع ماه محرم و بالطبع با آغاز حرکت های مردمی در قالب مجالس و محافل مذهبی فشار رژیم بر مردم بیشتر خواهد گردید. این گونه هم شد. درست از همان شب اول محرم مردمی که بعد از مراسم عزاداری و سخنرانی های مذهبی از مساجد و تکیه ها اقدام به تظاهرات و راهپیمایی شبانه می نمودند، با شدت عمل ماموریت رژیم مواجه شده و درگیری های خونینی به وجود می آمد.
درگیری هایی که طی آن عده زیادی از مردم شهید و یا مجروح می شدند و تعداد قابل ملاحظه ای هم دستگیر می گردیدند.
در چنین فضایی مردم انقلابی دست به ابتکار زدند و راه دیگری برای نشان دادن خشم و نفرت خویش از طاغوت برگزیدند. راهی که نهضت را زنده نگه می داشت و فریاد ظلم ستیزی را به گوش جهانیان می رساند و در عین حال خطرات و لطمات آن کمتر از راهپیمایی و تظاهرات خیابانی بود. این ابتکار سر دادن شعار الله اکبر و نیز شعار لا اله الا الله بود که در ساعات مشخصی از شب (معمولا اوایل شب) بر پشت بام ها بود. بدین ترتیب مردم سراسر کشور بعد از بر پایی نماز و همزمان با شروع ساعات مقررات منع عبور و مرور، در اقدامی هماهنگ و به صورت همزمان، به پشت بام خانه ها رفته و در اعتراض به رژیم شاه، بانگ رسای تکبیر سر می دادند. شنیدن این ندا ها در دل شب های دیجور که در هر کوی و برزن و شهر و روستا به گوش می رسید، تبدیل به مبارزه ای شد که به گواهی شاهدین و ناظرین مامورین رژیم را گیج کرده و تعادل آنها را بر هم می زد. این روش ابداعی باعث شده بود تا هیچ گوشه ای از شهر ها نباشد که عوامل رژیم بتوانند در آنجا گوش های خود را برای شنیدن صدای حق خواهی ملت ایران ببندند. در تمامی شهر ها و روستا ها، دیگر امیدی برای کارگزاران رژیم باقی نمی ماند و عرصه به شدت برای آنها تنگ شده بود. البته رژیم برای ساکت ساختن مردم دست به اقداماتی زد از جمله اینکه در ابتدا این صدا ها را پخش صدای های ضبط شده بر روی نوار کاست می خوانند اما با نا امیدی از کارگر افتادن این حربه، به بهانه های واهی از جمله مزاحمت برای همسایگان این اقدام را ممنوع دانسته و حتی به منازل مردم هجوم می بردند و آنها از پشت بام ها به زمین می کشیدند. اما حرکت مردم گسترده‌تر از آن بود که رژیم بتواند با این بهانه ها و این اقدامات مانع از ادامه و تاثیر آن شود. این حرکت به قدری موثر، گسترده و مهم بود که برخی تحلیلگران غربی نام انقلاب ایران «انقلاب الله اکبر» نهادند.

 جرقه‌ای که مبدا تحولات جهان شد
 
روزهای سرنوشت ساز از جمله گرانبهاترین سرمایه‌های تاریخی ملت‌ها و تجربه‌های ارزشمندی است که ملت هزینه سنگینی در قبال آن پرداخته است.
گرامیداشت یاد وخاطره این روزها، درواقع بازخوانی زمینه‌ها و عوامل پیدایش آنهاست چرا که با شناسایی این عوامل می‌توان برای رویارویی با حوادث آتی برنامه‌ریزی کرد. نوزدهم دی‌ماه ، بی‌تردید نقطه عطفی در تاریخ معاصر ملت ایران است و بلکه به تعبیر مقام معظم رهبری ، مبدا تاریخ تحولات جدید دنیاست.(1) پانزده سال پس از قیام پانزدهم خرداد، که خود تبلور انگیزه‌ها و باورهای عمیق دینی مردم بود، رژیم پهلوی تصور کرد در پی سیطره پنجاه و چند ساله خویش توانسته است با ترویج جاذبه‌های فرهنگ غرب و لاابالی گری، اعتقادات اسلامی را در جامعه چندان کمرنگ سازد که دیگر توان ایجاد هیچ حرکتی را در اجتماع نداشته باشد، لذا در سالروز هفدهم دی‌ماه ، فرصت را مغتنم دانست تا در سالگرد جشن تقلید از پوشش غربیان مقاله‌ای در نشریه وابسته به خود درج کند ودر آن بار دیگر در فضیلت برهنگی و بی‌حجابی، داد سخن بدهد و حجاب را کهنه پرستی وارتجاع سیاه بنامد. رژیم پهلوی آنچنان سرمست غرور وقدرت خویش بود که در این مقاله علاوه بر انکار ضروریات اسلام به رهبر مردم ایران که نماد دفاع از اعتقادات و آرمان‌های دینی آنان بود نیز اسائه ادب کرد و قیام پانزدهم خرداد را توطئه استعمار سرخ و سیاه نامید، به تصور آنکه طی این پانزده سال، تلاش‌هایش برای فراموشی سپردن یاد وخاطره امام خمینی(ره) به ثمر نشسته است .
 اما قیام مرد قم  در نوزدهم دی‌ماه که نقطه آغازحرکت  عظیم مردم ایران در دفاع از اسلام شد، بطلان ارزیابی رژیم از جامعه را ثابت کرد. درسی که از نوزدهم دی‌ماه باید آموخت در همین نکته و همین نگاه ظاهری و سطحی نهفته است. در حقیقت حادثه نوزدهم دی‌ماه، نقطه آغازی بود برای رویارویی دو تحلیل متضاد از واقعیات جامعه ایران؛ تحلیل غالب و رایج، همان برداشت رژیم پهلوی بود که تصور می‌کرد موفقیت‌های ظاهری‌اش در گسترش فرهنگ غرب و رواج بی‌حجابی و ایجاد ممنوعیت در تعظیم شعائر مذهبی، باورهای مردم را تغییر داده است و نسل‌های جدید کاملا با قرآن و پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) بیگانه شده و به مظاهر تمدن غرب دل بسته‌اند.
متاسفانه علاوه بر رژیم و وابستگانش، عده زیادی از افراد جامعه و حتی جمعی ازمتدینین و علما نیز این تحلیل را پذیرفته بودند ومعتقد بودند که جامعه عوض شده است ودیگر دین ومرجعیت در جامعه خریدار وطرفدار ندارد وهر کس باید همانند اصحاب کهف، دین خود و اطرافیان نزدیک خود را حفظ کند و چه بسا کسانی هم از سردلسوزی، تلاش می‌کردند با تایید تلویحی رژیم، آسیب رسانی پهلوی به ساحت دین و دینمداران را به حداقل برسانند تا مردم لااقل در خانه‌هایشان یا نهایتا در مساجد، فرصت برپایی نماز راداشته باشند.
 در این میان رهبر نستوه اسلام، حضرت امام خمینی(ره) که در هیچ دانشگاهی درس جامعه‌شناسی نخوانده بود، شناختی شگفت‌آور از جامعه ایران داشت وتحلیلی دیگر ارائه می‌داد که اساس آن ، اعتقاد عمیق مردم به اسلام بود واینکه چنانچه صحنه نبرد حق و باطل شفاف شود،بی‌تردید مردم ایران راه اسلام را بر می‌گزینند.اثبات درستی نظریه امام (ره) البته سالها به درازا انجامید و پس از مرارت‌های فراوان به دست آمد اما اینک این تجربه گرانسنگ فراروی ملت ایران وبلکه همه ملت‌های جهان است که ملت‌ها با تمسک به بصیرت و صبر می‌توانند به پیروزی در برابر ستمکاران دست یابند. بنابراین قیام نوزدهم دی ماه سال 1356 باید به‌عنوان الگویی ماندگار، خصوصا در شرایط حساس مورد توجه و مراجعه واقع شود. زیرا در آن " فضای ظلمانی عجیب و خفقان آور"(2) قیام مردم قم در این روز" جرقه‌ای بود که به انبار آذوقه ذخیره عظیم ایمانی مردم اصابت کرد.(3)
حضور هنرمندان سفال در این دوره جشنواره فجر بیشتر از دوره‌های قبل است. مهران هوشیار؛ دبیر بخش سفال و سرامیک پنجمین جشنواره تجسمی فجر، با اشاره به اینکه آثار این بخش شکستنی است و هنرمندان پیشکسوت سفال در جغرافیای ایران پراکنده هستند، معمولا نمایشگاه‌های سفال و سرامیک از آثار استادان این هنر خالی است که باید فکری به حال آن کرد.هوشیار در ادامه افزود: امسال نسبت به سال‌های گذشته با توجه به تبلیغات و اطلاع رسانی که از طریق انجمن، دانشکده‌ها و به خود هنرمندان دوره‌های قبل صورت گرفت حضور هنرمندان بیش از سایر سال‌ها  ست.دبیر بخش سفال و سرامیک اما درباره موضوعی برگزار شدن  جشنواره تجسمی فجر امسال نیز گفت: اعتقاد شخصی من این است که هنر کاملا شخصی و مفهومی است و هنر یک زبان بیانی برای هنرمند است که نمی‌توان آن را محدود به موضوع کرد.

 

 

جنگ احزابی دیگر برای ایران اسلامی : رفتارهای ایذایی و تحریمی ،

خبر که به مدینه رسید، دهان به دهان چرخید و در همه جای مدینه کم دامنه آن روزها پیچید. از مکه خبر آمده بود که تمامی دشمنان پیامبر خدا(ص) همه اختلاف ها و دشمنی های خونین همیشگی و چندین و چند ده-یا چند صد- ساله را کنار نهاده و برای هجوم سنگین و سراسری به مدینه النبی(ص) با یکدیگر ائتلاف کرده اند تا کار اسلام نوپا و مسلمانان اندک و کم شمار آن روز را یکسره کنند- چیزی شبیه جنگ تحمیلی و مشابه فتنه آمریکایی اسرائیلی88- رسول خدا(ص)، پیشنهاد سلمان فارسی را پذیرفت و برای پیشگیری از هجوم و یا کاستن از تلفات، دستور حفر خندق داد. در گرماگرم حفر خندق که نشانه کم توانی سپاه کم شمار اسلام در مقابل پرتوانی لشگر پرشمار دشمن بود از ضربه کلنگ به سنگ، جرقه ای جهید و رسول خدا(ص) فرمود که در پرتو آن جرقه، فتح روم و ایران را دیده است. دو امپراتوری بزرگ و ابرقدرت شرق و غرب آن دوران. شاید کسانی بودند که در مقایسه سپاه اندک و کم توشه و توان مسلمین با سپاه پرشمار و قدرتمند مشرکان، نوید پیامبراعظم(ص) را ناممکن می دیدند! و یا انگشت تعجب به دندان می گزیدند، ولی دیری نپائید که نسیم روح نواز و رهایی بخش اسلام به مردم روم و ایران نیز رسید و سپاه اسلام حاکمان زورگو و ستمگر آن دو امپراتوری بزرگ را به زیر کشید. رسول خدا(ص) اما، به هنگام فتح روم و ایران دامن از خاک کشیده بود، اگرچه از ملکوت اعلی ناظر صحنه بود.

در سال های غربت و مظلومیت انقلاب اسلامی و در حالی که بار دیگر جنگ احزاب به تکرار نشسته و تمامی دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنان علیه ایران اسلامی متحد شده بودند و دو ابرقدرت شرق و غرب، اختلاف ها را کنار نهاده و برای خاموش کردن شعله های ستم سوز انقلاب با یکدیگر به ائتلاف رسیده بودند و در آن روزها که چشم دنیانگر این و آن در آینه صاف، آینده ای برای نظام اسلامی و نوپای ایران نمی دید، امام راحل(ره) در «خشت خام»، ذلت این روزهای حاکمان دیکتاتور منطقه را می دید، صدای شکستن استخوان قدرت های استکباری را می شنید و با صلابت می فرمود که «من با اطمینان می گویم؛ اسلام ابرقدرت ها را به خاک مذلت می نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد» و تاکید می کرد که «دوران بن بست و ناامیدی و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است و گلستان ملت ها رخ نموده است و امیدواریم همه مسلمانان شکوفه های آزادی و نسیم عطر بهاری و طراوت گلهای محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خویش را نظاره کنند... ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم... و دیر یا زود ملت های در بند شاهد آن خواهند بود... امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) است... جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد... خدا در دنیا، سختی های جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا جبران می کند و چه شیرینی بالاتر از این که ملت ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است»...

هیچ استدلالی جای حجت الهی در قرآن حکیم را نمی گیرد. «ام یریدون کیداً فالذین کفروا هم المکیدون. آیا می خواهند کید بورزند؟ پس آنها که کفر ورزیدند، خود در دایره مکرند و گرفتار می شوند». (42 طور) و نیز «ولایحیق المکر السیئی الا باهله. مکر شیطنت آلود کفار فقط دامان خود آنان را می گیرد» (43 فاطر). این سنت الهی است که «و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین». (آل عمران 54). جبهه کفر به وقت دسیسه و اجرای آن تمام نیروی خویش را به میدان می آورد حال آن که جبهه ایمان- به قول استراتژیست های غربی- برگ های برنده رو نشده ای دارد. البته این همه که گفته شد به معنای دعوت به تن پروری از جنس رفتار قوم یهود نیست که گفتند یا موسی تو و خدایت به جنگ فرعون بروید و ما همین جا می نشینیم و منتظر می مانیم. وعده نصرت الهی و امدادهای آشکار و غیبی او مختص امت هایی است که ابتدا از متن ملتهب رویدادها ابتلاهای سخت با شجاعت و ایمان و تدبیر و اتحاد عبور کنند و ثبات قدم در مسیر مجاهدت و استقامت بر منطق پذیرفته حق را نشان دهند. حکمت الهی بر آن است که خوبان و مؤمنان و پاکان را از سست عنصران و خباثت آلودگان و دو دوزه بازان جدا کند و درجه بر درجات عزت و کرامت آنان بیفزاید.


جنگ احزاب، جنگ اعصاب هم هست. آنجا که فشار دشمنی طوایف گوناگون شدت می گیرد و شعله عداوت زبانه می کشد، آزمون اراده ها و باورهاست. پیروزی های معجزه آسا و راهبردی که به برکت پیوند مستحکم «امت- امام» در 33 ساله انقلاب به ویژه دهه اخیر ارزانی ایران اسلامی شد، ذهن هر تحلیلگر اهل دقتی را پرهیز می دهد که شرایط امروز کشور را حتی با وضعیت جنگ احزاب در صدر اسلام قیاس کند، آنجا که جبهه اسلام در مدینه النبی تازه تأسیس، هیچ برای دفاع نداشت. امروز وقتی فرعون مصر به عنوان عقبه اسرائیل سقوط می کند و جبهه طالوت در جنوب لبنان سنگ هزیمت بر پیشانی جالوت های تل آویو می کوبد، نزدیک ترین قیاس، قیاس شرایط امروز با نبرد پیروز خیبر است که یهودی ها در پس درهای قلعه خیبر خزیدند اما نجات نیافتند.

www.ba133.blog.ir




نظرات  (۲)

۰۲ دی ۹۳ ، ۲۳:۰۳ حرف دل !...

" المنة لله که در میکده باز است 

زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

خُم‌ ها همه در جوش و خروشند زِ مستی

وان مِی که در آنجاست حقیقت نه مجاز است

از وی همه مستی و غُرور است و تکبر

وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم

با دوست بگوییم که او محرم راز است

شرحِ شکنِ زُلف خم اندر خم جانان

کوته نتوان کرد که این قصه دراز است

بار دل مجنون و خم طره لیلی

رخساره ی محمود و کف پای ایاز است

بر دوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم

تا دیده ی من بر رُخ زیبای تو باز است

در کعبه ی کویِ تو هر آن کس که بیاید

از قبله ی ابروی تو در عین نماز است

ای مجلسیان سوزِ دل حافظِ مسکین

از شمع بپرسید که در سوز و گداز است " ...

" سوژه نگار "
۰۲ دی ۹۳ ، ۱۴:۱۵ ܓܨ♥ فدایی سید علی ♥ܓܨ
سلام علیکم
خدا قوت
ممنون از حضورتون
ان شاءالله در جبهه فرهنگی همیشه استوار و پایدار بمانیم :)
شهادت حضرت ثامن الحجج تسلیت .
التماس دعا
پاسخ:
ممنون برادر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی